خر ِ لنگِ دمكراسی چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
شنبه, 29 تیر 1387 04:14

خر ِ لنگِ  دمكراسی

زمان :  هزار و سیصد و ... هجری  شمسی

مكان :   جمهوری ایران ، تهران ، میدان ونك

خانم پلیس با كت و دامن كوتاه ِ اتو شده وسوت نقره ای رنگ  بر لبهای ماتیك زده شان درحال هدایت ما شینهای بسیار زیبا و مدل بالای اروپایی و آمریكایی هستند كه در ترافیك وحشتناك میدان ونك در هم گره خوردند ، رانندهء بسیاری از ماشینها خانمهای آرایش كرده و اكثرا ً جوان هستند ، از پنجرهء بعضی از ماشینها سر ِ یك سگ كوچك و مینیاتوری بسیار زیبا بیرون است كه به عابرین پیاده نگاه میكند.

 پیاده روی شلوغ است ، بسیاری از عابرین پیاده جوانند ؛ پسرهایی با موهای  آخرین مدل ِ محله های پایین شهر ِ شهرهای بزرگ آمریكا ، كه بعضی هاشان صورتشان آرایش شده و یك گوشواره به گوششان است  . دخترهایی بسیار خوش پوش وشیك كه به خاطر ِ آرایش و بینی ِ عمل كرده شان، نمی توان قیافهء واقعی شان را حدس زد ، تك وتوك چند تا آدم كرواتی هم میتوان دید ، از لباسهایی كه به مدل محلی ( كردی ، گیلكی... ) یا شبیه به مدلهای محلی باشد ،  خبری نیست به ندرت لبخند به چهرهء كسی میبینید ، همه سعی دارند خودشان رو نسبت به دیگران بی تفاوت نشان بدهند ولی كاملا ً زیرچشمی همدیگر را تحت نظردارند بعضی وقتها این وسط توریست های خارجی با ظاهر ساده وبیخیال و چهرهء بشاششان  جلب نظر میكنند .

خانم پلیس، ماشینهای سمت جنوب میدان را نگه داشته  تا ترافیك داخل میدان سبكتر شود ولی تا یك لحظه غافل میشود ، یك بوگاتی  كه یك دختر، پسر ِ حدودا ً بیست سالهء سیگار به دهان، سوارش هستند، یواشكی خودشان را قاطی ماشینهای داخل میدان میكنند .

                                           .....

خُب ، خدا رو شكر كه حكومت دیكتاتوری ِ دینی ِ ... بد ِ بد ِ بد ، ساقط شده و ما الان در مملكتمان آزادیم ، زندانی سیاسی نداریم ، هر كس دربیان عقیده اش آزاد است ، رسانه ها آزادند ، دانشگاه ها آزادتر ،... ادیان و شبه ِ ادیان رو كه دیگر نگویید ، اینقدر آزادند و روز به روز به تعدادشون اضافه میشه كه خدا و شیطان ، جفتشان با هم كم آوردند و از خودشان میپرسند : این همه دین و مسلك رو ما كی به وجود آوردیم كه خودمان هم خبر نداریم ؟؟ خدا رو شكر ، خدا رو صد هزار مرتبه شكر  كه حكومت ظلم و جور و فساد رفت و مشكلات ما هم با ایشان رفت ( یاد روزنامه اطلاعات میافتم كه ، با بزرگترین فونتی كه داشت در صفحه اول تیتر زده بود : شاه رفت ) ، درحال حاضر مردم ایران ، سوار بر خر مراد چهارنعل بسوی خوشبختی میتازند .

                                           .....

به هیچ وجه قصد ، طرفداری یا عدم طرفداری  نیست ، مسلما ً دیكتاتوری بد و دمكراسی خوب است و بسیاری از مشكلات فعلی ما به خاطر سیستم حكومتی ِ فعلی ماست ولی سئوال اینجاست كه : چه مقدار از معضلات ما مربوط به نظام حكومتی ماست ؟؟ و سئوالات دیگری  از این قبیل  : مگر این حكومت ازما نیست؟؟ مگراعضای نیروهای مسلح ، بسیج ، سپاه و  كارمندان ِ دولت و.... ایرانی نیستند؟  یا شهرهای خمین ، رفسنجان ، طبس، قم  ، اردبیل و.... جزء كشور ایران نیست؟؟ چرا این حكومت یا مشابه آن در فنلاند ،‌ ‍‍‍ژاپن ، استرالیا ،‌ نروژ ، كانادا....  به سر كار نیآمده ؟ و اگر برسر كار میآمد سی سال پا برجا میماند؟؟ اگر میگویید مقصر اصلی خارجیست و كار، كار ِ انگلیساست ، چرا این خارجی ها و كلا ً عوامل خارجی ، بر كشورهایی كه فوق الذكر وبسیاری از كشورهای دیگر چندان تاثیری نداشته  یا كمتر تاثیر داشته اند؟

اكثرا ً فكر میكنیم كه عوامل خارجی نقش پر رنگ تری در ناكامی ما بازی میكنند و متاسفانه رسانه های داخلی و خارجی هم به این طرز تفكر دامن میزنند، همگی به اتفاق از مردم تعریف میكنند و دشمن را تقبیح ، حال رسانهای داخلی  این دشمن را: مافیای اقتصادی ،‌ آمریكای جهانخوار ،‌ اسرائیل ، دنیای غرب.......و رسانه های خارجی ؛ حكومت فعلی ایران و سران آن ، دین اسلام ، حملهء اعراب ، آخوندیسم و.....  معرفی میكنند .

خواهش میكنم نسبی گرا باشیم ، به هیچ وجه نمیتوان گفت كه عوامل فوق الذكر بی تأثیر بوده ، ولی مشكل اصلی از خود ماست ودرون ما ،‌ به بیانی دقیق تر: از طرز فكر و عملكرد ما نسبت به دنیای پیرامونمان .

جوزدگی و محیط مداری افراطی : هزاران مورد ریز ودرشت برای این مقوله میتوان ذكر كرد ولی  مثالی بارزتر ازخود  انقلاب اسلامی  نیست ، مردمی جو زده در اواخر قرن بیستم ، تحت تاثیر فضا و محیط آن زمان ، كور و بدون اندكی تفكر، آنچنان بلایی به سر خودشان(و البته نسلهای بعدشان ) آوردند كه تا سالها و شاید هم قرنها از طبعات آن آسیب خواهند دید .

به نظرشما بالاترین علت مرگ و میر در ایران چیست؟؟ پیری؟ سرطان ؟ تصادفات رانندگی ؟ .. نخیر ،‌اگر هیچ كدام از موارد فوق الذكر مردم ایران را  نكشد حرف مردم حتما ً خواهد كشت ، ایرانییان ( منظورم اكثریت ایرانییان از جمله خود بنده میباشد و گرنه شما دوست عزیز انشاءالله جزء اقلیت هستید) راه میروند با كفشهای مردم ،‌ غذا میخورند به اشتهای مردم ، لباس میپوشند به سلیقهء مردم .. خلاصه میمیرند برای حرف مردم نه به فرمان عزرائیل ، شاید به خاطر همین خصیصه هست كه در دنیای كنونی بیشتر متأثر هستیم تا مؤثر.

تنبلیم و دلال مآب ، منظور از دلالی ، طرز تفكریست كه میخواهد با كمترین هزینه ( وگاهی اوقات مفتی ) بیشترین سود را عاید شخص كند ، بسیاری از ایرانییان كه به كشورهای دیگر مهاجرت كرده اند  میگویند : آنجا باید حسابی كار كرد ، انگار خودشان غیر مستقیم معترفند كه در ایران عموما‌ ً حسابی كار نمیكنند ، آمار ساعات كار مفید درایران هم مؤید همین موضوعست.

با خود و دیگران صادق و منصف نیستیم ،متظاهریم ،‌ كم مطلالعه ایم و پر مدعا ، مغروریم و خودرای(مط‍‍مئن باشید دیكتاتوری در ایران محدود به حاكمان این سرزمین نیست و بسیاری از ما ، در محدودهء خودمان ، دیكتاتوریم) ، نسبت به تاریخ خود و علل مشكلات خود فراموش كاریم و نآگاه(وفاجعه اینجاست  كه فكر میكنیم آگاهیم)،عموما ً نگرش نادرستی به مسئله جنسیت داریم ، به شدت فضولیم( در این كشورعموما ً همه چیز به همه كس ربط دارد) ، هنوز تعصبات زیادی در بینمان رواج دارد ، بی برنامه ایم ،  تعامل گروهیمان ضعیف است ، نه انتقاد پذیر هستیم و نه شیوه انتقاد درست را میدانیم ، نسبی گرایی در فرهنگمان كم رنگ است، احساس مسلكیم و خرد گریز ، دُز ِ خاله زنكیمان بالاست ، خار را در چشم دیگران میبینیم وچوب را در چشم خود نمیبینیم ودر بعضی موارد بلعكس مرغ همسایه برایمان غاز است...خلاصه آنچه خوبان همه دارند ما به تنهایی دارای آن میباشیم .

مطمئنا ً ایرانیان محسنات بسیاری نیز دارند ولی در اینجا ، قصد بررسی مشكلات است و ذكر این نكته كه این مشكلات بیشتر از آنكه بیرونی باشند درونیند .

مطمئنا ً خر ِ لنگ ِ دمكراسی ما را به پیش خواهد برد ، ولی سئوال اینجاست ، تا چه حد ؟؟

                                                                   نوید اقدسی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.