| خطی زدلتنگی |
|
|
| نوشته شده توسط dabeer | ||||||||||||||
| پنجشنبه, 23 خرداد 1387 23:47 | ||||||||||||||
|
خطی زدلتنگی سالهاست می شناسمش. نه دیده ام ، نه صدایش را شنیده ام، نه از زنگانیش خوانده ام. تنها آثارش را در جان نشانده ام و عکس بزرگش را بر در انتشارات روزبهان دیده ام؛ با آن سبلتهای بلند سپید.؛ ولی می شناسمش. اول بار با "بار دیگر شهری که دوست می داشتم " با او آشنا شدم و بارها و بارها دوره کردم. ساده بود و صمیمی، کودکانه با نگاهی زنانه که تمام جزییات هستی را می دید و انگار تمام حرفهایش را می فهمیدم و تمام احساسی را که می گفت جایی و در زمانی درک کرده بودم.کودکی و خیال و معصومیت و طبیعت را در هم آمیخته بود و مثل نعنایی خنک بر جگر داغ احساسم می نهاد. او ایران را دوست می داشت و شهر گمشده اش را در آن می یافت. او به مکانها و زمانها و آدمیان دلبسته بودو البته به مکانها و آدمیانش بیشتر ؛ چون گاه گاهی یخ زمان را می شکست و با زورق خیال در دریای گذشته و آینده پارو می زد. کاری به اندیشه های سیاسیش ندارم؛ چه که سیاست سیاه است و دود اندود. آدمیان را از هم می برد و با معصومیت بیگانه است و غریبه. همیشه با خود می گفتم، باید برایش یادداشتی بنویسم و درباره کتابهایی که از او خوانده ام چیزی بنویسم ولی او بیمار بود.یک عاشقانه آرام، وسعت معنای انتظار، مجموعه داستانهای کوتاه و آتش بدون دودش را خوانده ام. با او در نبردهای گلن اوجا و آت میش به خشم وغضب می آمدم و زمزمه های عاشقانه آلنی را بر گوش های مارال می شنیدم؛ و آنقدر نزدیک که از گرمای نفسش ، میان رویا و واقعیت به تردید می افتادم. پریروز ناگاه یادش افتادم و با خود گفتم: اگر از دنیا رفت، حتما به مراسمش می روم و همان روز شنیدم که بار سفر بسته و رفته و آنگاه با خود گفتم شاید او هم با من آشنا بوده. نادر ابراهیمی، زندگی را در سطور کلماتش به من می چشاند؛ عطر بهار نارنجها، نازکی بال پروانه ها و گلهای ابریشم، ابهام تالاب چمخاله، گزندگی کلام تند و مناداهای بی همتای عاشقانه(محبوب آذری من! در یک عاشقانه آرام) ، شیرینی مرباهای سالها مانده در زیرزمین و ترشی سیر ترشی ها، وسعت معنای انتظار، سکوت نابه هنگام جیرجیرکها و ایستادگی در راه یک عقیده. امشب نیز باران می زند و بوی خاک نم خورده، خاطرات خفته را بیدار می کند. به قول سهراب ، گفتم امشب به یادش بنویسم: خطی زدلتنگی. خاطرش جاودان و روحش شاد! بهار روشن
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


