| میگذری چون آب |
|
|
| نوشته شده توسط dabeer | ||||||||||||||||
| چهارشنبه, 05 دی 1386 00:42 | ||||||||||||||||
|
سهراب میگذری چون آب. در سر هوای نور دل ، دانهء انار . شاید در سینه قفسی داری که در آن روشنی پرپر میزند و شاید کرکسی در آن کرده است آشیانه. هنگام ظهر ، بر سراجاق شقایقت ، دوری شبنم وبعد نهار به جای چای ، آب را با آسمان خوردن دردشت سجاده ، به جای لاله ، شبدری چیدن در چاله آبی ، مشعلی دیدن . سهراب سوار بر خر فرتوت آنگاه که به سر وقت خدا رفتی بگوکه ما پشت هیچستانیم پشت هیچستان جاییست که در آن مرغ مهاجر را نیست احساس غریب مردم اینجا حتی ساده نیستند در بانک حوضمان بی ماهیست سلاممان بی جان است زندگی در اینجا یافتن سکه ده شاهی درجوی خیابان است نوید اقدسی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


