|
ای تو ای دوست ، ای یار ، ای هم آوای من |
|
|
|
نوشته شده توسط dabeer
|
|
چهارشنبه, 15 آبان 1387 10:29 |
|
http://www.zabanezendegi.blogspot.com/ Saturday، November 1، 2008 ای تو ای دوست ، ای یار ، ای هم آوای من ای تو انسان ، ای یار ، ای هم پیمان من همدم و همراز و هم گام من شو در سفر تا که با هم دور گردیم زین ترس و طرد و یکنفس بنگریم و بشنویم آن رازهای پر ز رمز جامه ترس را ، شرم را بیرون کنیم آن قضاوت را ، حسادت را ز تن بیرون کنیم
بشنویم و گوش داریم بهر همدگر در غم هم گریان و خندان در شعف بنگریم و گوییم صادقانه حرف خود بی قضاوت ، بی مهابا ، بی دروغ باشیم بهر یکدگر صادق چو صبح و آینه تا که شب چهره فرو بندد بیاید بارقه همدل و همیار باشیم با یکدگر تا نماند جای غم در این بدن پس در آن هنگام وحدت عالم شود مرد و زن ننماند و یک تن شود هر کسی با هر نژاد و مذهبی می شود یار و بیارد مرهمی عالم زیبا چو فردوس برین می گشاید چهره در روی زمین وحدتی زیبا پیدا شود کثرتی در وحدتی پیدا شود دست در دست ، پایکوبان ، بی رقیب می رویم و می سراییم بی بدیل می رویم و می رسیم آنجا که از روز ازل بود آن عهد و پیمان در الست آن بلی گویان به این دنیا شدیم وین بلی گویان به آن دنیا شویم هست این آرزویی در دلم خواستم گویمت راز دلم من با تمام توشه و تاب و توان می روم این راه تا پایان راه بشنو و همگام من شو در سفر دست من گیر و کمک کن در سفر من به یاری ، دوستی ، همدلی می رسم آنجا که می باشد بدیع نیست آنجا به جز عشق و صفا پاکی و سادگی و باشد وفا من اگر خواهم که تغییری شوم تو اگر خواهی که تغییری شوی می شود راهی که تغییری شویم سراینده: شراره مهرچی
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|