زندگی به رنگ گل سرخ چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
يكشنبه, 08 ارديبهشت 1387 01:51

زندگی به رنگ گل سرخ

( اندک واپس زنیِ افکار خوش آیند در اشتراکات عینی )

( آرش فنائیان )

1 ـ نام هنرمندان بسیاری است که می شنویم و گه گاه به حکمِ شهرت یا چرب دستیشان به جایگاه آنها غبطه می خوریم .. و کسی نمی پرسد چگونه زاده شدند ، کجا بر بالیدند و چگونه به انتها رسیدند ...

2 ـ " بوده اند که به درد زاده شدند .. به فقر بربالیدند .. در لابلای حسرت و اشک به انتها رسیدند .. در این میانه ، صدایی خوش بود که بدان مرثیه ی زندگیشان می خواندند "

3 ـ" نه ...

      غمی نیست .

      نه ...

      تاسّفی هم نیست .

      روزگارِ من از خوش آیندی ، شمّه ای نبرد ...

      و البتّه .. رنجی هم نبود ...

      روزگاری که گذر شد و نیست ..

      و اینها به تمامی بی معنی است ...

          علایق .. دردها .. شادی ها ...

          و ... عشق ..

      همه خاطراتی که مرا دیگر به آنها نیازی نیست ..

      رشته هایی که گسسته اند

      و بر باد شده اند ..

      و زخمهای من نیز ...

      باید که خود را دوباره آغاز کنم ..

      زندگی را .. لذّت را ..

      امروز .

      و این .. از بودن توست . " *

4 ـ زندگیِ پر درد اِدیت پیاف به گونه ای در فیلم مطرح می شود که گویی اشاره به تاوانی باشد .. پیرانگیِ خنده هایی که درش شادی نیست .. اگر هم چیزکی باشد ، اندکی سرخوشی از سَرمستی .. نور هوشمندانه ی ساحلِ رهایی بخش امّا پر دردِ ادیت که در آن لنگر انداخته ، نشانی از انتها و آغاز را در خود نهفته می کند .. آنجا در آن آستانه ی زیبا که رنگهای آسمانی در هم می تنند ، خواننده ی مشهور فرانسه پُلیور می بافد .. برای هر کس که بخواهد پُلیورهای دست باف او را بر تن کند .. شایدم تجربه ی سرگذشت تراژیک او را برای آنکه به تمامی در بر کشد .. مصاحبه ای بی پیرایه و صادق .. آرزوی عشق برای کوچک و جوان و پیر .. و لبخندی که اندوهِ بازگشت در آن جاریست ...

5 ـ خواننده ای که کودکیش را در فاحشه خانه ها گذراند و گاهی بود که خیابان گردی می کرد .. به روز شهرت ، بی دعا و آویز مقدّس بر صحنه نمی رود ..

6 ـ در اَدای خالصانه ی علاقه انجام وظیفه نکردن ..

                                                               ایثار کردن ...

   عشق به بوکسوری که اِدیت حتّی اندک اندیشه ای نسبت به کارش ندارد .. و نقدِ زندگی که در استعاره ی گلهایی سرخ به زیر پای معشوق فرش می شود .

7 ـ اگر ادیت پیاف صدای خوشی نداشت آیا در47 سالگی به درود حیات می گفت ؟

ـ اگر صدای خوشی نداشت ، ترز مقدّس او را حامی نبود ؟!

ـ اگر صدای خوشی نداشت باز هم روزگاران گذشته اش عاری از شادمانی می بود ؟!

ـ اگر ادیت پیاف متولّد فرانسه نبود و فرهنگ ایالتش صدای خوش او را ارزش نمی نهاد ، او به حتم شهیر همان روسپی خانه نمی شد ؟!

ـ اگر ماریون باتیلارد بازیگر نقش ادیت نبود ، زندگی به رنگ گل سرخ چه اندازه در ما مؤثر واقع می شد ؟! .. سوال بی جایی است .. خواستم بگویم ماریون باتیلارد چقدر به معنای درست کلمه پرسوناژ بود و این پرسوناژ ، خودِ ادیت پیاف ..

8 ـ این از آرام گریخته

     ـ زندگی ـ

     که به گَردبادی عبورش کردید ..

     و این آشفته ی پنجه به چنگ

     ـ سازها ـ

     که صدایش کردید ...

      آن کلان عشق به دوش ،

      ـ دلدادگان ـ

      که به مرگ همنشینش کردید ..

      و آن همه پیرانه سر

      ـ دیوانه ها ـ

      که به درمانی اسیرش کردید ...

         این همه خانه بر انداز

     ـ قصّه ـ

     که روایت کردید ..

     و این دگربار در هم تنیده ی فرتوت هر دیوار

     ـ زندگی ـ

     ...

     بگو ..

     تو را از جرم این پیکار ، چه دردی بود ؟

* برگردانی بر ترانه ی Non , je rien ne regrette

                                                             تمام شد

                                                      ( 4 / اردیبهشت / 87 )

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.