موسیقی کودک در ایران چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
چهارشنبه, 01 اسفند 1386 23:29

کامیار حبیبی معلم موسیقی و سخنی پیرامون

موسیقی کودک در ایران

8 /11/86

صهبا مصلحی ، بیان  حسینی

معرفی:

کامیار حبیبی متولد1353، از دوران کودکی با موسیقی آشنا شدم و از دوران نوجوانی به موسیقی سنتی علاقه مند گردیدم. این علاقه مندی، بیشتر به صورت شنیداری بود.کار جدی موسیقی راازهمان سالها با آواز شروع کردم، وچون آهنگسازی را هم دوست داشتم در این زمینه نیز شروع به فعالیت نمودم و با انواع موسیقی بیشتر آشنا شدم. حدوداً ده،یازده سال است در حیطه موسیقی کودک فعالیت می کنم. البته قبل از آن در زمینه ی موسیقی کودک فعالیت های ناپیوسته ای داشتم که بیشتر فعالیت های من در زمینه ی ساخت سازهای کودکان بود. تقریبا از سال 1376 بود که به طور رسمی کار آموزش موسیقی به کودکان را شروع کردم . در زمینه ی آموزش خیلی علاقه مند بودم و خیلی مایل بودم که شیوه ها و متدهایی را برای آموزش موسیقی به کودکان طراحی کنم، از آنجایی که اطرافیان علاقه ام را به این کار میدیدندمرا تشویق میکردند، البته من هم علاقه ی زیادی به این کار داشتم و با انرژی زیادی شروع به فعالییت کردم. وسعی میکردم که وقتم را با بچه ها پر کنم  تا آنکه تجربه های لازم را به دست بیاورم. خیلی سوال میکردم وافراد مطلع رابرای دیدن کارم با خود به سر کلاس می بردم، تا اینکه کارم را ببینند و نظر بدهند. مخصوصاً آقای مهرزاد فروزان که در زمینه ی موسیقی کودک  اولین مربی وراهنمای من بودند، و از ایشان در این زمینه خیلی استفاده کردم.

ازمطالعات شخصی ومشورت با دیگران خودم را محروم نکردم تاچیز های خوبی رااز تجربیات آنان بیاموزم. بیشتر با اساتید مشورت میکردم و از تجاربشان استفاده مینمودم. در سال1382  به خدمت آقای ناصر نظر رسیدم و دوست داشتم ازتجربه ودانش ایشان هم استفاده کنم. چون که ایشان در زمینه  کار کودک فعالیت های تاثیر گذارومهمی در ایران انجام داده اند. دوره ای را پیش ایشان گذراندم. و همچنین درمستر کلاس آقای بایدینگر(1385) نیز شرکت داشتم. به هر حال در تمامی این اقدامات فلسفه ی کلی موسیقی کودک، خصوصا کودکان ایرانی راجستجو و تحلیل می کردم.

موسیقی کودک:
فلسفه ی اینکه گفته میشود موسیقی کودک و اینقدر هم براهمیت آن تاکیدمیشود واقعاً چیست؟ یعنی واقعا ً جامعه ی ما در این حد وسیع به موسیقیدان نیاز دارد؟مسلما ً اینطور نیست.درحقیقت هدف چیز دیگری است. ما موسیقی راوسیله ای قرارمیدهیم برای رشد شخصیّت وپیشبردکودک درعرصه های اجتماعی،تربیت موسیقیدانان زبردست تنها یکی از اهداف موسیقی کودک میباشد.

 بطورکلی موسیقی کودک گستره ای به وسعت دنیای کودکی است ودر چنددوره و مبحث خلاصه نمی شود. بخش عمده ای ازمهارتهای مربی موسیقی کودک با مسائل تربیتی مر تبط است که شاید ارتباط زیادی با موسیقی نداشته باشد،مثلاًاصول کلاس داری،تشویق وتنبیه،خصوصیات گروه سنی کودک،علاقه مندیهاوتواناییهایشان  درسنین مختلف و استفاده از روش ها ی گوناگون برای سنین مختلف،که با تجربه ومشورت ومطالعه قابل دسترسی است.

  در کار موسیقی کودک، موسیقی یک بخش است و بخش دیگر،مسایل تربیتی است که شامل تربیت جسم،روح وعقل  کودک میشودواین مقوله بسیاروسیع است و به عبارتی مربی باید در دومبحث موسیقی و روانشناسی کودک مهارت کامل را داشته باشد تا اینکه بتواند کودک را بشناسد و بر آن اساس محتوای آموزشی خود را تدوین کند.

شروع موسیقی کودک:

میتوان گفت آغاز آن در ایران از زمانی که اتل متل توتوله،  آسیاب بچرخ، گرگم و گله میبرم و ....  به وجود آمده موسیقی کودک نیز به وجود آمده. چون تمامی اینها مجموعه بازیهایی بوده اند که همراه با حرکت، ریتم و موسیقی بوده که کودکان انجام میدادند. دقیقا ً آن حالتهای موزیکال، ریتم های زیبا و سوال و جوابهای ریتمیک و تکرار الگوهای ریتمیک که کودکان در قالب بازی انجام می دادند. بارون میاد شر شر پشت خونه ی حاجر حاجر عروسی داره ...  یک همچنین شعرهایی که بچه ها میخواندند و دست هم را میگرفتند، میچرخیدند و بازی میکردند، میتوان شروع موسیقی کودک را از همین جا دانست.
البته در سالهای اخیرفعالیت های بسیار ماندگاری انجام شده که موسیقی کودک رادر ایران رواج و رونق بخشیده است. امروزه خیلی از مردم این بخش از موسیقی راکمابیش میشناسند ما در تمام شهر های بزرگ این موسیقی را داریم. حتی من در شهرهای کوچک نیز سراغ دارم که موسیقی کودک کار میشود و رشد خیلی خوبی داشته است.
به نظر من موسيقي كودك يك روند كاملا صعودي را داشته و اگر چه موانعي در اين مسير وجود دارد اما  موسیقی امروز رشد کرده است، درست است که ما امروز نوازنده های عالی کم داریم، درست است که دانشگاه موسیقی ما آنقدر قوی نیست، و... ولی موسیقی ما رشد کرده است. فرهنگ عمومی پذیرش موسیقی  بالاتر رفته است.

استقبال خانواده ها:

یک امپراطوری بزرگ ویک تمدن عظیم ابتدا نياز به تاخت و تاز و فتح مناطق وسیع را دارد و بعد از فتوحاتش به ساخت و ساز و آباداني مي پردازد.وضع موسيقي كودك نیز در ايران در حال حاضر همینگونه است ابتدا دارد همگاني میشود (چه بصورت غلط چه درست) تا بعد از آن بتواند فرهنگ کامل خود را کم کم شكل دهد و آنگونه که شایسته است شکل اصلی خود را پیدا کند.

به نظر من براي به وجود آمدن هر فرهنگ، نياز به يك سير تدريجي منظم است كه اين سير از پايين ترين درجه شروع مي شود و به تكامل مي رسد. در موسيقي كودك نيز اين تكامل از پايين ترين درجه ی آن كه آشنا شدن خانواده با نام رشته ای  بنام موسيقي کودک، ارف،یا کلاس بلزوفلوت،(یاهر تصورغلط یا درست دیگر) است شروع مي شودوبا فرستادن کودک به کلاسهای مربوطه اولین اقدام برای اینکه فرهنگ موسیقی در یک خانواده شروع به رشد ونمو کند شکل میگیرد و البته که نبايدانتظارداشت كه به يكباره همه مسایل با هم اتفاق بيفتد. مثلاً درخانواده اي كه موسيقي حرام شناخته مي شود نمي توان انتظار همكاري در رشد اين فرهنگ را داشت، پس نياز به زمان و رفع موانع و يك سير تكاملي منظم دارد. 

بطور کلی استقبال خانواده ها خوب است.اما متاسفانه درصد کمی از این استقبال جنبه ی فرهنگی داشته، یعنی درصد کمی از خانواده ها به این صورت بوده که بگوییم، فرهنگ خانواده بالا رفته و آمده اند که موسیقی آموزش ببینند. بیشتر دیده اند که کلاس موسیقی است و بچه ها ساز میزنند، خوشایندشان بوده، خوششان آمده، دوست داشتند و بچه هایشان را به کلاس موسیقی فرستاده اند،که البته این اتفاق بدی نیست چون شروع یک فرهنگ سازی است اگرخانواده خوب توجیه شود، بعد از شروع کردن موسیقی این وظیفه ی مربی است که با خانواده ها کار کند و به آنها بینش فرهنگی بدهد. یعنی از آن زمانی که یک شروع احساسی بوده، تبدیل شود به یک کاری که حال دیگر از لحاظ فرهنگی نیز برای خانواده اهمیت دارد، یعنی زمانی که کودک میخواهد دوره ی موسیقی کودک را تمام کند،خانواده به یک بینش فرهنگی رسیده باشد که دیگر ادامه موسیقی، هم برای کودک و هم برای خانواده ی او ارزش دیگری را دارا باشد.

 چه بسا خیلی ازخانوادها به این شرایط برسند وعده ای نرسند.

همچنین، به دلیل اینکه در ایران موسیقی حرام بوده، در نتیجه برای مردم آموزش موسیقی مطرح نبوده، خب مردم هم از لحاظ فرهنگی و سواد در سطوح پایین بوده اند و قطعا ً در چنین جامعه ای طول میکشد که به موسیقی توجه بشود. زمانی که آموزش نباشد پذیرفتن مسائل سخت است. مثلا ً قوانین راهنمایی رانندگی،یا... وقتی که آموزش در کنار آن است خیلی زود تر این قوانین در جامعه جایگاه پیدا میکند. شما تا زمانی که به فردی آموزش نداده اید، نباید توقع امتحان از وی داشته باشید، نباید توقع نمره ی خوب از او داشته باشید. زیراچنین چیزی غیرممکن است. موسیقی هم همینطور است، زمانی که اطلاع رسانی و آموزش باشد رشد میکند.

 زمانی که شما موسیقی را در اختیار جامعه  نگذاشته اید تا  موسیقی خوب را بشنود و استفاده کند،زمانی که  راه و چاه را جلوی پایش نگذاشته اید که چه موسیقی ای از نظر محتوی خوب، چه موسیقی ای متوسط  و چه موسیقی ای ضعیف است، از چنین جامعه ای  نباید توقع داشت که در امتحان شنیدن موسیقی بیست شود و یا درگذاردن کلاس موسیقی برای فرزندخودعالی باشد. باید آموزش داده شود، و بعد توقع خوب بودن را داشت. من اینطور فکر میکنم جریانی را که از همان سالهای پیش شروع شده باید ادامه پیدا کند تا اینکه شکل بگیرد ، نگاه کنید، یک سری از افراد در دورانی کودکان خود را در کلاسهای موسیقی ثبت نام کردند و اکنون آنها شده اند اساتید امروز، این اتفاق در امروز، دو سه برابر افتاده است، خیلی های دیگر این کار را کردند، و در نتیجه باید به آینده موسیقی وموسیقی کودک امیدوار بود. 

 مقایسه ی موسیقی کودک در ایران و خارج از ایران:

من همیشه به همکاران میگویم که ما در ایران فقط امکانات کم داریم والبته بینش عمومی صحیح،وگرنه با توجه به تحریم آن، موسیقی کودک در جامعه ی ایران خیلی خوب ریشه دوانده است.  کارهایی که امروزه درزمینه ی موسیقی کودک در ایران انجام میشود کاری است که در اروپا و امریکا هم انجام میشود. ما الان در کشور های خلیج فارس که انقدر ثروتمند هستند و در رفاه کامل به سر میبرند، به این شکل موسیقی ارف نداریم. فقط یک سری دانشگاه های خارجی در آنجا شعبه دارند که کارهای مختصری در این زمینه انجام میدهند، ولی موسیقی ارف به این شکل من ندیده ام.مسلما ً  ما خیلی جلو هستیم، ما فقط امکانات نداریم، همین کاری را که ما در ایران انجام میدهیم اروپایی ها با امکانات بیشتر انجام میدهند، والبته مردم آنجا هم خیلی خوب متوجه میشوند که مربی دارد چه کارمی کند و این در ایران متفاوت است در ایران در وهله ی اول، امکانات کم است و دیگر اینکه مخاطبین هم کاملا توجیه نیستند.

البته كيفيت سازها پايين است و ساز با کیفیت، خارجیست که قيمت بالایي دارد و ساز هايي كه در ايران توليد مي شود اصولاً ازشرایط مناسبي برخوردار نيست وزود كيفيت خود را از دست مي دهد.

نقش مربی:

یک مربی مسلما باید از لحاظ فن موسيقي 1– نوازندهء خوبي باشد 2- صدایي دقیق داشته باشد و سلفژ کار کرده باشد. 3-با مباني تئوري كاملاً آشنا باشد 4- با مباني آهنگ سازي آشنا باشد 5- با مجموعه ی ساز هاآشنا باشد و موسيقي را بفهمد .

واز لحاظ تربيتي 1- كودك را خوب بشناسد و بتواند خوب ارتباط برقرار كند (به صورت اوليه يعني اين را بفهمد كه اين شخص كودك است و با بزرگسال فرق دارد ) 2- تمام شرايط كودك را بتواند تحمل كند،روانشناسي كودك بداند و روش هاي خاص آموزش به كودك را بداند و باجنبه های رشد كودك1-جسمي حركتي 2-اجتماعي 3-عاطفي 4-ذهني شناختي 5-گفتاري زبانی آشنا باشد.

در حقيقت وظيفهء معلمين، رشد ِ اين پنج جنبه است، نه فقط  آموزش صرف موسيقي، معلم موسيقي در وهلهء اول، بايد از موسيقي براي رشد اين پنج جنبه استفاده كند،يعني موسيقي  به صورت يك ابزاردر خدمت تربیت کودک به كار گرفته شود واين مي تواند با استفاده از خلاقيّت هاي معلم باشد. بعد از اين كودكان بااستعداد و علاقه مند براي فعاليتهای جدیتروحرفه ای تر موسيقي جدا مي شوند.

البته، عده اي از معلمين به اين مسائل آگاهي ندارند اما عده اي اين آگاهي و شناخت را دارند اما نمي توانند بطور دقیق طبق باورهای خود عمل کنندو اين بيشتر به شناخت خانواده ها از فعالیتهای موسیقی وتوقعشان از معلم موسیقی برميگردد  زیرا دليل اصلی اين كلاس هابراي بعضي از خانواده ها تعريف نشده مانده،وتنها اهداف آموزشی موسیقی رادنبال میکنند. و معلم مجبور است كه توازني بين نياز احساسی خانواده و جنبه هاي تربيتي كودك برقرار كند .البته در سال هاي اخير اين مسئاله در بين خانواده ها تعديل يافته، اما نياز به فرهنگ سازي در اين زمينه بسیار است که از وظایف اصلی معلم همین فرهنگ سازی است .

نقش جامعه:

  به نظر من مردم كمي تنبل شده اند اگر در گذشته آبگوشت غذاي مردم بوده امروزه ساندويچ جاي آن را گرفته، اتفاقي كه در موسيقی افتاده مشابه به همين مسئاله است، يعني جامعه دوست دارد به آنچه كه راحت تر است برسد و براي رسيدن به كالاي باارزش تلاش كمتري مي كند. موسيقي كلاسيك غربی و ايراني و موسيقي كودك از نوع پرمحتوای آن چون وقت گيرترند و شرایط خاص خود را میطلبند، كمتر مورد توجه قرار مي گيرند درنتيجه به موسيقي پاپ روي مي آورند. در آموزش موسیقی نیزاکثرا همین گونه عمل میکنند ومی خوا هند زود به نتیجه برسند. بايد اين ذهنيّت اشتباه جامعه را در مورد موسيقي تغيير داد، تا خانواده ها به بينش بيشتر و بهتري نسبت به موسيقي، به ويژه موسيقي كودك برسند. البته در اين میان رسانه ها،موسسات هنري و رسمي جامعه، مانند خانه ی موسيقي، ارشاد اسلامی، آموزشگاه ها، دانشگاه، كانون پرورش فكري، حوضهء هنري و ... مي توانند بيشترين سهم را در ساماندهي اين فعاليت ها داشته باشند.

پيشنهاد:

وضعيت آنطور نیست كه بگوييم چه كار كنيم، من فقط همين را مي توانم بگويم كه باید هر كسي هركاري از دستش بر مي آيد انجام دهد، ما زماني مي توانيم بگوييم چه كنيم كه دولت بودجه اي به اين امر اختصاص دهد وموسیقی کودک رسما مورد حمايت قرار گيرد.

نکته وسخن در ابن باب بسیار است وعمر این مصاحبت ما کوتاه به امید روزی که هر کودک ایرانی از نعمت موانست با موسیقی لذت وافر ببرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
سلام
ایمیل 2008-03-15 12:15:32

سلام :grin چکارکردی
:(
very good
ramle 2008-03-26 14:40:11

8)
ramleh 2008-03-26 14:42:49

خیلی خوب بود 8)
ممنونم
bmbmbm 2008-03-29 09:56:28

اقی حبیبی ممنونم شما استاد دف من بودین.
ليلا مولوي 2008-05-03 03:14:27

با سلام از مطالبتان استفاده کردم کودکی سه
ساله دارم و بدنبال کلاس موسیقی خوب میگردم
لطفا راهنمایی بفرمایید
تشكر وآرزوي موفقيت بيشتر
Parmida 2008-05-26 06:57:51

با تشكر از زحمات فراوان شما وآرزوي موفقيت
بيشتر
تشكر
parmida 2008-05-26 07:02:12

آقاي حبيبي شما استاد بلز دخترم (پارميدا)
هستيد.از شما تشكر ميكنم.دنبال مطلب براي
علاقه مند كردنپارميدا براي فراگيري موسيقي
بودم كه مقاله شما را ديدم. موفق باشيد
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.