به نام آفریدگار زیبایی ها چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
يكشنبه, 02 دی 1386 11:19

 

                                  به نام آفریدگار زیبایی ها

نگاه كن این رنگ ها،سنگها و خطوط را كه از پس هزارتوی پر رمز و راز تاریخ، سخن كهن ترین نسلها را به گوش ما می رسانند. این نقش ها، این پیكره ها، این ابیات نشان از چه دارند؟ نشان از هر چه دارند دست های من می توانند بر پیكر به ظاهر بیجان این آثار دست بگذارند و روح تپنده ی هنر را از پس آنها حس كنند. اما اكنون روح من تشنه ی چیز دیگری است. چشم هایت را ببند و گوش كن، آیا این نوا، صدای اساطیر است كه طنین سالیان سال خلاقیت و تلاش را در گوش هایت زمزمه می كند؟

وقتی باخ این اصوات روحانی را می نوازد، وقتی موتزارت نت ها را بی محابا بر كاغذ جاری می كند، هنگامی كه بتهوون در سكوت می شنود و زمانی كه میرزا عبدالله زخمه میزند  تا به دور از تمام مردمی كه به این دنیای فانی دل محكم بسته اند از این خاك جدا شود.

این ها همه صدای هزاران انسان عاشق است...

در این مجموعه مصاحبات سعی بر آن داریم،در حد توان خود فعالان موسیقی كشورمان را كه صفحات زندگی خود را با نتهای بی شتاب سکوت پر میکنند، به شما معرفی كنیم، تا شاید قسمتی از وظیفه ی خود را ادا کنیم و گامی برداشته باشیم در جهت پیشرفت هنر مظلوم موسیقی در ایران زمین.

صهبا مصلحی

صهبا  منصور

                                        

آقای فهیم ممتازی متولد چهارم آبان سال هزاروسیصد وسی وهفت

 در منطقه ی فرحزاد در شمال طهران است.او در ابتدا موسیقی را

بدون كمك معلم آموخت و بعد در دانشكده ی هنرهای زیبا به تحصیل

 پرداخت.در حال حاظر ایشان به كار آهنگسازی و تدریس موسیقی

مشغول هستند.

 آقای فهیم ممتازی متولد چهارم آبان سال هزاروسیصد وسی وهفت

 

 

- آشنایی شما  با موسیقی در مراحل ابتدایی چگونه بود؟

آشنایی من با موسیقی در مرحله ی ابتدایی  بدون آموزش بود.در ابتدا موسیقی را از طریق دوستانی  كه صفحه ی موسیقی كلاسیك داشتند میشنیدم و بعد هم  خودم خریدم و گوش دادم  . برای اولین بار از یكی از دوستان كه گیتار  كار میكرد نتها را پرسیدم و جای آنها را روی خطوط حامل حفظ كردم، بعدا كتاب بیر را  پیدا كردم و چون پیانو نداشتم:  دو ملودیكا را كنار هم می گذاشتم  و درسهای آن كتاب را روی آنها تمرین میكردم (چون روی یك  ملودیكا جا نمی شد) و چون نمیشد هر دو ملودیكا را  با هم فوت كرد بی صدا تمرین میكردم.تقریبا بیشتر درسهای بیر را اینگونه  یاد گرفتم.بعدا جایی را پیدا كردم  كه در آنجا تئاتر آموزش

می دادند  و یك پیانو نیز داشتند كه می توانستم  بعضی اوقات به آنجا بروم و پیانو تمرین كنم.در ان موقع ساكن رشت  بودیم.بعد ها كتاب آناماگدانلا(باخ)  و چرنی 599  و كلاسیك فیوریت(classic favorite)  را گرفتم  و خودم تمرین كردم  و بعد  به قصد ادامه ی  كار در رشته ی موسیقی كنكور دادم  و  بر  خلاف  آن چیزی كه  فكر می كردم قبول شدم.وقتی كه در كنكور شركت كردم و خودم را با بقیه ی  كسانی كه در كنكور شركت

می كردند از  جمله آنهایی كه اهل  طهران بودند و آموزشهای خوبی هم دیده بودند مقایسه كردم درصد قبولی خود را خیلی پایین می دیدم ولی بر خلاف انتظارم یكی از دوستانم  به من خبر داد كه  اسمم  در روزنامه به  عنوان قبولی ها  چاپ شده.در سالهای اول  كه وارد دانشگاه شدم مراحل اولیه  را با سرعت بسیار زیادی  طی كردم بطوری كه من  و چند نفر دیگر كه از شهرستان آمده بودند  نه تنها به  آنهایی كه از ما خیلی جلوتر بودند رسیدیم بلكه بزودی از آنها  پیشی گرفتیم  بطوری كه  در كنسرتی  كه برای اولین بار در تاریخ دانشگاه هنرهای زیبا آثار دانشجویان اجرا میشد آثار ما نیز اجرا شد و مورد استقبال خوبی قرار گرفت.  

-همانطور كه خودتان گفتید در موقع ورود به دانشگاه خودتان را در سطح بقیه نمی دیدید، اگر امكان دارد از خاطره ی امتحان ورودی بگویید.

دكتر مسعودیه، آقای پژمان،  خانوم  لوسد{..}و آقای محمد رضا لطفی از ممتحنین بودند.از صحبت های دكتر مسعودیه مشخص بود كه از كار من خوشش آمده است و حتی به من اشاره كردند كه : اگر قبول بشوم باید  حتما پیانو بخرم اما من آنقدر  سطح خود را پایین می دیدم  كه امیدی به قبولی نداشتم  و خود را آماده كرده بودم  تا به صورت شبانه در هنرستان ادامه ی  تحصیل بدهم .

ساز تخصصی ای كه با آن وارد شدم  پیانو بود ولی در  حقیقت  معلمی نداشتم و خودم كار كرده بودم.تمریناتی كه  می دانستم مفید است (مانند هانون) را تا می توانستم انجام می دادم،  حتی در سال ششم دبیرستان  شبانه اسم نوشتم كه بتوانم روزها  به محل تمرین تئاتری كه پیانو داشت و به آن اشاره كردم  بروم و تمرین كنم . از نظر تئوری موسیقی  هم در حد بسیار  پایینی بودم.یعنی حتی فواصل را به خوبی نمیشناختم.دوستی داشتم به نام آقای گارنیك اوهانییان  كه گیتار كلاسیك می زدند و من یك سری از  قطعات چرنی را برای گیتار كلاسیك تنظیم كرده بودم  و این كارها را نیز در  جلسه ی امتحان  نشان دادم  خانم لوسد{..} از من پرسیدند كه آیا خودت این درسهایی كه  تنظیم  كرده ای  با پیانو میتوانی بزنی ؟ منم گفتم كه می توانم ، ولی چون درس  سختی است  الان  نمیخواهم ارائه بدهم . قطعه ای كه آن موقع  برای امتحان نواختم درس بیست آناماگدانلا ی باخ بود . همچنین  قطعاتی را نیز ساخته بودم كه  وقتی نشان دادم  از من  پرسیدند  كه آیا میتوانی این  قطعات را اجرا كنی ؟  با آنكه میتوانستم،  گفتم: خیر،  شاید میترسیدم  خراب شود.

- با وجودی كه گفتید از نظر تئوری موسیقی اطلاعات خوبی نداشتید ، برای آهنگسازی  نحوه ی  صحیح نت نویسی را از كجا یاد گرفتید؟و با چه علمی آهنگسازی میكردید؟
شكل نت ها را از یكی از دوستانم كه گیتار مینواخت یاد گرفتم و وقتی كه كتاب بیر را گرفتم  توسط آن با نت نویسی برای پیانو آشنا شدم .

آهنگهایی كه می ساختم در واقع تقلیدهایی از درسهای چرنی بود و فوق العاده موثر بود.من هنوز هم به شاگردان كلاس آهنگسازیم این كار را توصیه می كنم، چون قطعات چرنی الگوهای بسیار خوبی هستند و از لحاط فرم  بسیار می توانند راهنما باشند این مسئله ای بود كه اتفاقی به  آن رسیدم و اتفاق بسیار خوبی بود. 

            

-اولین اساتیدتان در دانشگاه چه كسانی بودند ؟ 

 در پیانو خانم بركشلی، هارمونی: شاهین فرهت ، كنترپوان: هرمز فرهت، فرم و سازشناسی: دكتر مسعودیه،  سلفژ: خانم بركشلی .

در ان زمان تحصیلات دانشگاهی هشت ترم بود  كه من هفت ترم را بیشتر نتوانستم بگذرانم  چون ترم هشتم من مصادف با انقلاب فرهنگی  بود و  رشته ی موسیقی  تعطیل شد و پس از بازگشایی  به دلیل اعتقاد مذهبی  من از ادامه ی  تحصیل محروم شدم  .

-به جز اساتید دانشگاه شما ازاساتید دیگری هم بهره بردید ؟

بله خوشبختانه من از بهترین اساتید استفاده كردم و آن نیز مطالعه ی آثار باخ ، بتهوون و آهنگسازان بزرگ  بود .

-تجربه ی شما در زمینه ی تدریس از كی آغاز شد؟

از همان ابتدا چیزها یی كه یاد می گرفتم حتی در سطح خیلی ابتدایی به دوستانم یاد می دادم.در دوران دانشگاه چند شاگرد داشتم و بعد شاگرد ها زیاد تر شدند.

-سطح دانشجویان موسیقی در آن موقع چگونه بود؟

خیلی پایین بود. در واقع سطح ورود خیلی پایین بود.

-شما در دانشگاه چه تخصصی را انتخاب كردید؟(نوازندگی یا آهنگسازی‌):

چهار ترم اول عمومی بود و بعد تخصصی  می شد كه من آهنگسازی را انتخاب كردم.

-:كار آهنگسازی را از كی شروع كردید؟

از همان موقعی كه موسیقی را شروع كردم. چیزی كه یادم میاید و خیلی خنده دار است این است كه در آن وقت ها اصلا تئوری موسیقی نمی دانستم، حتی از ضرب نتها آگاهی نداشتم. فكر می كردم نتهای سفید، كلاویه های سفید و نتهای سیاه، كلاویه های سیاه پیانو را نشان می دهد.اطلاعاتم در حد اسم كلاویه های پیانو بود.این جریان با اینكه خیلی خنده داراست اما خیلی مفید بود چون دستم در این كار راه افتاد.

-چه شد كه به موسیقی كلاسیك علاقه مند شدید؟

یك اتفاق باعث آن شد كه هیچ وقت یادم نمی رود. وقتی تازه برای زندگی به رشت رفته بودیم،برادرم به یك جمع دعوت شد و من را هم با خود برد.در آنجا به موسیقی كلاسیك گوش می دادند و من برای اولین بار سمفونی نهم بتهوون را شنیدم. چیزی كه من از این سمفونی برای اولین بار یادم ماند فضای خیلی محترمی بود كه داشت و در ذهن من تاثیر گذاشت،احساس كردم با كار خیلی والایی مواجه هستم.چند سال بعد كه موسیقی را شروع كردم مسیرم مشخص بود،می دانستم می خواهم موسیقی ای را كه از همان نوع باشد، ادامه دهم.

-شما به هنرهای دیگر هم علاقه داشتید؟

به نقاشی علاقه داشتم و نقاشی هم میكردم.حتی آن موقع در كلاس هایی كه در مدرسه می گذاشتند مردد بودم بین كلاس موسیقی و نقاشی كدام را انتخاب كنم. بعد با اتفاقی كه افتاد مسیر موسیقی را انتخاب كردم. این اتفاق از این قرار بود كه: یك روز در یك جمعی بودیم كه قرار بود آنجا سرودی خوانده شود و من هم با یك اعتماد به نفس بی ربطی  گفتم كه با شما ساز میزنم،در حالی كه نه ساز داشتم و نه ساز بلد بودم! روی یك ملودیكای دهنی كه یك نفر به من داده بود آنقدر تمرین كردم كه آن آهنگ را در آوردم و زدم.چون این فعالیت خیلی جذاب بود تصمیم گرفتم در مدرسه موسیقی را انتخاب كنم.  

(ادامه دارد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
مرحبا
یک ایرانی 2007-12-24 11:53:32

فهیم عزیز مرحبا به این عشق.
موسیقی اش مثل خودش ممتاز است...
یک هنر دوست 2007-12-31 07:35:22

من از دوستداران موسیقی آقای ممتازی
هستم.آهنگسازی به توانایی ایشان در ایران
کمیاب بلکه نایاب است.کاش این مملکت قدر او را
می دانست...
کاش این کار را نمی کردید...
کسی که آرمان هایش برایش مهم اس 2007-12-31 13:54:13

من از دوستدارا ن فهیم عزیز و موسیقی متعالی و
پر محتوای او هستم .اما موقعی که CDکلاس اولی
ها را گوش میکردم،وقتی به ترک 16 رسیدم حالم
بسیار بد شد و بدون اغراق تا چند ساعت مریض
بودم.باورم نمی شد فهیم روی چنین شعری آهنگ
گذاشته باشد.چند بار آن را گوش کردم تا
توانستم باور کنم.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.