| "وقتی همه خوابیم" بی شک شب است. |
|
|
| نوشته شده توسط dabeer | ||||||||
| چهارشنبه, 30 بهمن 1387 23:28 | ||||||||
|
"وقتی همه خوابیم" بی شک شب است. هدف از این نوشته نگاه به نقاط ضعف و قوت این اثر بوده که در آن آقای بهرام بیضایی سعی در نقد سینما ایران را دارد فیلم "وقتی همه خوابیم" را می توان یکه از بهترین کارهای آقای بهرام بیضایی دانست که این برگ دیگر از تفکرات این کارگردان بزرگ و کم کار مملکت ما می باشد ، اثر در کل برای سینما ما ساخته شده و کل اثر نماد سینما ما می باشد و به نظر بنده یک نقد بر بخشی از اجتماع ما -سینما- می باشد. اول نقاط قوت این فیلم شروع می کنیم فیلم با صدا آزادی یک زندانی از زندان شروع شده و اسم بازیگران با حالتی شعار مانند روی دیوار نوشته شده که این خود حاکی از متن اعتراض آمیز اثر بوده و به نوعی امضا این شکایت توست بازیگران اثار نیز بحساب می آید و کارگردان بسیارهوشمندان تماشاگر را به سمت نتیجه گیری فیلم می خواند، ابتدا فیلم با دیالوگهای نمایش نامه وار زن اول فیلم و مرد اول فیلم -که نقش آن را خانم شمس و علیرضا جلالی تبار بازی کرده اند- شروع شده و بیننده را سر درگم می کند و حس مصنوعی بودن را به بیننده می دهد و این خود باعث می شود که بیننده همان اول فیلم قدری ازاین متون که بین زن و مرد اول فیلم که - داستان فیلم حول آنها اتفاق می افتد – خسته و سر درگم شود ولی گویا کارگردان با دانش به این عمر بیننده را به آن مکانی که خود می خواهد یعنی سکناس قهوه خانه می برد تا داستان دوم خود را شروع کند. این فیلمیست که به عقیده بنده با چشمانی باز ساخته شده و سینمای ایران و عوامل اقتصادی آن را به چالش می کشد. فیلم شما را کم کم در داستان جدید خود غرق می کنند کارگردان باهوشیاری کامل بننده را بامشکلات سینمایی ایران آشنا کرده و به سراحت تهیه کنندگان ایرانی زیر سوال می برد ، همین طور روند مجوز گرفتن ها را و بقول خود آقایی بیضایی " گوشه از فرهنگ ما را به نمایش می گذارد." – فرهنگ بی فرهنگی- فرهنگی که در اواخر فیلم در سکانس چاقو خوردن زن به تصویر کشیده می شود.- زنی که نماد کل سینمای ایران است - که خود نمادی از بازیگری که جایش را دیگری گرفته بود نویسنده که اثرش را دزدیده بودند و کارگردانی که به قولی خودکشی کاری کرده بود – به دروغ – به دست چند نفر جاه طلب که اتفاقان مانند تهیه کننده های فیلم پول دار هم هستند کشته می شود کار گردان این تقسیر گردن خود زن انداخته یا به دلائل امنیتی خویش یا بدلایل باور شخصی که –که مردم ایران خود مقصر وعظ امروزی ما می باشد- در صحنه مزکور مردم به تصویر کشده شده اند مردمی که نیز به نظاره ایستاده و هیچ کاری نمی کنند، از طرفی مردم در فیلم بیضایی معتاد ، هرزه و کم فهم نمایش داد میشن که باز هم نماد جامعه کنونی ماست یا حداقل بخشی از جامعه ما در حقیق انسانی که مرگ هنر را در سرزمین خود ببیند و کاری نکند معتاد یا هرزه یا حداقل کم فهمه است. وجود کم فلش بک و نگاه داشتن بیننده در یک حال و حوا یکی دیگر از حسن های اثر بوده بیضایی با زیرکی تمام از فلش بک گریخته و فقط یک فلش بک گذاشته که به نظر بند این فلش بک را نیز بیضایی با استفاده از تکنیک خاص خود یعنی استفاده از فضای همسان و حتی بازیگر همسان از اون هم تفره رفته –صحنه خود کشی زن- یکی دیگر از شاه کارهای این کارگردان کم کار مملکت ما می باشد. اشاره به شاه نامه در اثر باز یکی از کارها و شگردهای بی نظیر کارگردان است وهمین طور ماموری گرفت رضایت که نماد گرفتن رضایت به زور توست افرادیست که خانواده سینمای ایران را کشته اند و می خواهند از بازماندگان سینمای ایران رضایت را به زور بگیرند.(تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...) اما از دیدگاه طنز اثر قابل تحصین تر است، زیرا به جا و به موقع از طنزکمیاب سینمای استفاده شده است؛ مانند پیرزنی که انگشت به دهان به بازیگر فیلم – که نقش آن را حسام نواب صفوی بازی کرد - نگاه می کرد و یا صحنه ها آخر فیلم که تغییر کرده بود - که آشتی و جشن در انتها اثری تراجدی بود - و چند طنز تصویری دیگر که باز سند بر فهم سینمای کارگردان از اجتماع و سینماست . اما نقات ظعف !! موسیقی اثر دارای ضعف بود که تماشاگر را به حال و حوای دیگر و خارج از فیلم می برد در واقع موسیقی فیلم بجای همراهی به بیننده برای درک بهتر فیلم بیننده را به بیرون اثر راهنمایی میکند در واقع موسیقی این اثر همانند خطی ایست که رو نقاشی مونالیزا به سمت بیرون کادر کشید باشند،که این باعث تاسف بود ، همین طور وجود نداشتن سوییچ بین سکانس ها و پرش از صحنه به صحنه دیگر که باعث سر در گمی و حراس پرتی بیننده می شود که باز از شان شاهکار اعتراضی آقای بیضایی می کاهد گرچه کارگردان هر دو داستان را به نوعی تراجدی تبدیل می کند که و مفهوم خود را از هر دو داستان فیلم میرساند ولی هنوز نتوانسته طعم گسی صحنه های اول فیلم را از دهان بیننده خارج کند- با وجود استفاده از طنز در فیلم- شاید اگر اثر یک تراجدی صرف باقی می ماند می توانست تبدیل به شاهکاری بی بدیل در سینمای ایران شود ولی باز دل رحمی نویسنده و کار گردان فیلم به داد بی ننده رسیده و باعث شده که کار از اوج بودن زره ای افول کند. در حقیقت در داستان فیلم سه داستان اتفاق می افتد یک داستان که دراول فیلم دارد روایت می شود و به عنوان فیلم نامه "وقتی همه خوابیم" روایت می شود دو داستان چالش عوامل پشت پرده فیلم و سه داستان تصادم این دو داستان که همان منظور اصلی کارگردان اثر بوده است و بیننده همین داستان را خواهد دید. "اگر منقدی زبان فیلم ساز بهرام بیضایی را زیر سوال ببرد بنده می گوییم که زبان بهرام بیضایی زبان حقیقت است هر چند تلخ باشد." DarkNalk;
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


