| به بهانه "دعوت" ابراهیم حاتمی كیا |
|
|
| نوشته شده توسط dabeer | ||||||||
| دوشنبه, 27 آبان 1387 03:12 | ||||||||
|
به بهانه "دعوت" ابراهیم حاتمی كیا 17نوامبر2008 كیان چند روز پیش بالاخره موفق شدم آخرین فیلم ساخته شده توسط ابراهیم حاتمی كیا به نام " دعوت " را ببینم فیلمی كه طبق آمارها ركورد فروش سایر فیلمهایش را شكسته و مورد توجه تماشاگران و عكس العملهای مختلف منتقدان سینمایی قرار گرفته است . حاتمی كیا در بین فیلمسازان ژانر" سینما جنگ " چهره ای ممتاز و شناخته شده است وی مقوله جنگ را فقط درتوپ و تانك و خون ودشمنی نمی بیند بلكه زاویه دیدش عمیق تر از آنست كه فقط با مسائل ظاهری جنگ در گیر شود .به همین دلیل است كه وی به عوارض ناشی از جنگ و مشكلاتی كه هر جامعه پس از آن بدان گرفتار می شود نیز می پردازد . دوربین حاتمی كیا همه اقشار جامعه را در بر می گیرد كه شاید همین امر موجب آن شده از بسیاری خط قرمزها عبور كند والبته عاقبت چنین رفتاری ، توقیف فیلم " رنگ ارغوانی " (1383) وی كه ظاهرا" در مورد پرسنل وزارت اطلاعات است ، بوده كه هنوز هم نتوانسته از محاق توقیف در بیاید . در چند ساله اخیر حاتمی كیا از جبهه به شهر آمده و به مشكلات جدید جامعه ی پس از جنگ ایران و عراق می پردازد مشكلات خاصی كه كمتر فیلمسازی شهامت پرداختن به آنها را دارد زیرا هر آن احتمال توقیف یا سانسور اینگونه فیلمها داده می شود والبته عواقبی مانند از بین رفتن سرمایه و بدهكارشدن تهیه كننده، كار نكردن تهیه كننده دیگری با فیلمسازانی با چنین سوژه هایی و از همه بدتر ممنوع الكارشدن كارگردان ، را نیز در پی دارد. معضلاتی جامعه كنونی ایران با آن دست به گریبان است كه همگان آنها را می بینند ولی چشم خود را بر آنها می بندند و مصرانه انكارش می كنند در سریال " حلقه سبز " كه سال گذشته از تلویزیون ایران پخش شد اهدای عضو ( قلب ) فردی كه مرگ مغزی شده بود ولی هنوز دارای روح بود مورد نگاه تیزبینانه و پر شهامت حاتمی كیا قرار گرفت سریالی كه بحث ادامه یا توقیف آن به مجلس هم كشیده شد. اما وی در آخرین ساخته اش یعنی فیلم سینمایی" دعوت " به مشكل نادیده گرفته شده دیگری در جامعه ایران می پردازد و آن رواج سقط جنین در ایران است . بسیاری از ما ایرانیان اطلاع داریم كه آمپولهای سقط جنین از 50 یا60هزارتا 100 یا 150 هزارتومان بطور قاچاق فروخته می شود. تعداد زنانی كه هر روزه برای این عمل به متخصصان زنان و ماماها مراجعه می كنند بسیار است ولی بخاطر ممنوع بودن این عمل ، ناامیدانه به جاهای غیر بهداشتی می روند و باپرداخت پولهای گزاف این عمل را انجام می دهند ( چند ساعت در داروخانه ای توقف كنید تا به تعداد مراجعه كنندگان خانم یا آقایی كه دنبال راهی برای سقط جنین هستند ، پی ببرید و صحت گفتارم برایتان مشخص شود) . چه بسیار صبحهای زود كه رفتگران هنگام پاك كردن خیابانها به بسته هایی برمیخورند كه در آن جنینی پیچیده شده است. موارد فوق را همه می دانیم و می بینیم ولی عمدا" چشمها ی خود را بر آنها می بندیم تا مبادا بحثهای این چنینی ما را به دردسر بیندازد ( بی تفاوتی ایرانیان همیشه بوده تا برای خودمان مشكلی پیش نیاید ما را به مشكل دیگران چه كار! ) اما حاتمی كیا در فیلم جدیدش هنر مندانه یكی از این تابوها را می شكند و چشمهای بسته مخاطبش را را بر آن باز می كند . از مخاطبش می خواهد بجای آنكه هنگام مواجهه با كودك ناخواسته به ساده ترین و پیش افتاده ترین روش یعنی سقط جنین متوسل شود ، با عشق این هدیه اللهی ( یا زندگانی ) را بپذیرد و با عقل و شجاعت نه خرافه وترس به رفع این مشكل بپردازد. البته حاتمی كیا فیلمسازی با اعتقاد و باورهای مذهبی است و از منظر دینی به این مقوله نگاه می كند ادیان با این اعتقاد كه كودك ناخواسته چون از همان لحظه ایجاد نطفه دارای روح می شود لذا سقط آن بمثابه قتل نفس است پس حرام می باشد . البته خیلیها با این نظر مخالفند و بر آزادی سقط جنین اعتقاد دارند ایشان برای تائید نظرشان مثال می زنند كه ممانعت از سقط جنین در آفریقا بدستور پاپ موجب پخش گسترده ویروس ایدز در آفریقا شد زیرا كودكان سیاه بسیاری كه در این قاره از پدر و مادری بیمار، متولد شده اند از همان ابتدای تولدشان آلوده به ویروس مذكور بوده اند . (این كودكان مبتلا و ناقل بیماری ایدز هستند بدون آنكه خود خواسته باشند) " دعوت " حاتمی كیا روایت كننده زندگی پنج زن ایرانی از قشرهای مختلف جامعه است كه هر كدام با این مقوله – كودك ناخواسته – از منظر خود برخورد می كنند و همگی در بخشی از داستانشان برای رهایی از این كودك به سقط جنین مبادرت می كنند كه موفق به این عمل نمی شوند. روایت اول داستان زنی بازیگر است كه پس از اطلاع از بارداری غیر مترقبه اش چون نمی خواهد بچه دارشدنش موجب دوریش از عرصه بازیگری شود علیرغم مخالفت شوهرش تصمیم می گیرد جنین را نابود كند و به همه كاری دست می زند حتی به مطبی كه این كار را پنهانی انجام می دهد هم مراجعه می كند ولی همسرش كه بچه می خواهد نمی گذارد وی در هیچكدام از این كارها موفق شود . در خاتمه در حالیكه در برف سقوط كرده و بیرونش می آورند در حالیكه دست روی شكمش قرار می دهد با لبخند به شوهرش بالا خره موافقتش را با بچه دار شدن نشان می دهد. روایت دوم داستان زوجی فقیرروستایی است كه تمام زندگیشان در یك موتور باری جمع شده زن از بارداری اش مطلع می شود و لی زن ومرد بعلت آنكه نمی توانند هزینه زایمان ونگاهداری بچه را متحمل شوند تصمیم به سقط جنین میگیرند اما در مطبی كه پنهانی این عمل را انجام می داد با زنی آشنا می شوند كه حاضر می شود پولی به آنها بدهد و از زن تا هنگام زایمان نگاهداری كند به شرط آنكه پس از زایمان ، بچه آنها را برای خودش نگاه دارد . زن ومرد فقیر ابتدا پیشنهاد را می پذیرند ولی پس از مدتی پول زن را با آنكه خیلی به آن محتاجند را به وی پس می دهند و از پیش آن زن فرار می كنند( در سكانس آخر نشان داده می شود كه آن زن همیشه كارش این بوده كه به مطبهای سقط جنین می رود و با تور كردن زوجهای جوان و دادن پیشنهاد به ایشان موجب می شد تا از سقط كردن جنین منصرف شوند) روایت سوم داستان زنی مذهبی وپا بسن گذاشته است كه بتازگی از سفر كربلا با شوهرش برگشته وی متوجه می شود باردار است در همان زمان دخترش نیز باردار می شود زن بخاطر متلكهای در وهمسایه و فشار دخترانش تصمیم به سقط جنین می كند اما شوهرش مخالف این كار است و كودك ناخواسته را هدیه سفر كربلا می داند علیرغم آنكه زن می داند این كارش گناه محسوب می شود به مطب سقط جنین می رود ولی آنجا هم مورد تمسخر قرار می گیرد و در نهایت تصمیم به نگاهداری كودك می كند. روایت چهارم داستان خانم دكتری متخصص زنان است كه سه زن داستانهای قبل را معاینه كرده و به آنها بخاطر بچه دار شدنشان تبریك گفته ولی خود این خانم دكتر با نازایی مواجه است وبخاطر علاقه شوهرش به بچه و پایداری زندگی مشتركشان دست به لقاح مصنوعی می زند ولی پس از بارداری متوجه می شود شوهرش بطور پنهانی همان زنی كه حاضر به لقاح مصنوعی شده را صیغه كرده است خانم دكتر شوهرش را ترك می كند (هر چند شوهرش مخالف است) و به مطب سقط جنین می رود دكتری كه در آنجا این عمل را دور از چشم مامورین انجام می دهد با دكتر داستان دوست است و با صحبت كردن با وی ، او را از سقط جنین منصرف می كند و خانم دكتر مطب را ترك می كند در حالیكه مصمم به نگهداری بچه است. روایت پنجم ، داستان دختر جوان و تنهایی است كه منشی مهندس مشهور و ثروتمندی شده ( از آن مهندس هاییكه كه ته ریشی دارند و در مراسمهای خیریه شركت می كنند) آقای مهندس این دختر را دور از چشم زنش و دیگران ، صیغه می كند و برایش خانه و همه جور امكانات رفاهی تهیه می كند دختر متوجه می شود كه باردار شده است و وقتی به مهندس این خبر را می دهد مهندس از ترس آبروریزی و خبر دار شدن بقیه ، سعی می كند دختر را مجبور به سقط جنین می كند (به همان مطب سقط جنین هم می بردش) ولی دختر از دستش فرار می كند و متواری می شود در طی همین فرار است كه دختر با ماشینی تصادف می كند و مهندس وی را پیدا كرده و به بیمارستان می رساند . مهندس در بیمارستان خود را ناآشنا با دختر كه هدفش فقط نجات وی از مرگ بوده معرفی می كند همه از جمله زنش از وی بخاطر نجات دختری كه باردار است ، تشكر می كنند . با خواندن طرحهای فوق یا دیدن فیلم " دعوت "آنچه در همان ابتدا به ذهن خطور می كند این است كه فیلمساز خواسته به مخاطبش اینگونه القاء كند كه روش سقط جنین روشی درست برای حل مشكل كودك ناخواسته نیست بلكه می توان آن "ناخواسته" را به زندگی دعوت كرد و خواسته كرد هر چند به نظرم این موضوع به همین سادگی ها نیست و بسیار حساس تر از آنست كه آقای حاتمی كیا در فیلمشان مطرح كرده اند.حاتمی كیا با نگاهی سنگی و سخت به این موضوع نگاه می كند و سقط جنین را طی هر شرایطی نفی می كند اما چند نكته است كه ذهنم را به خود مشغول كرده و سوال انگیز شده ، 1- چه ایرادی دارد كه كمی با این مسئله انعطاف پذیرتر برخورد كنیم آیا سلامت جامعه و حفظ انسانهامهمتر از آن نیست كه با توجه به نظر پزشكان متخصص و سایر عوامل بهداشتی این عمل یعنی سقط جنین انجام گیرد بجای آنكه با پافشاری بر عدم انجام آن سلامت جامعه و انسان به خطر بیافتد. بطور مثال اگر بارداری برای زنی موجب مرگ وی شود آیا می توان عمل سقط جنین را در این شرایط بازهم گناه و غیر قابل انجام دانست؟ یا در مورد وضعیت كودكان آفریقایی كه در فوق به آن اشاره شد آیا برای كودكی كه با ویروس ایدز بدنیا می آید و خاتمه مرگبار زندگیش از همان ابتدا برایش مشخص است آیا بخاطر حفظ جامعه و انسانهای آن ، نباید اجازه داد جنین چنین كودكی سقط شود؟ 2- سقط جنین روبنا و معلول عوامل دیگری است كه بعضی از آنها در فیلم مطرح می شود مانند نظر بازی و صیغه كردن دختران منشی ( روایت پنجم ) ،گرفتن زن دوم یا سوم پنهانی از زن اول(روایت چهارم و پنجم) ، فقر شدید (روایت دوم) ، تهمت ،افترا ،تمسخر، دروغ بستن ،عیبجویی ، غیبت و ایجاد دشمنی(روایت اول وسوم) ، صیغه كردن برای شرعی كردن خیانت به همسر (روایت چهارم وپنجم) ، با پول همه چیز را می شود خرید حتی انسانی را حتی عشق را (روایت دوم و پنجم) ... آیا رفع این موارد كه علل واقعی انجام عمل سقط جنین هستند مهمتر از ممانعت و مكروه دانستن آن نیست ؟ 3ً-آنچه در همه این اپیزودها دیده می شود ولی نادیده گرفته می شود آن است كه زنان هیچ نوع حقی بر مالكیت بدنشان ندارند و این مردان هستند كه برای زنانشان تصمیم می گیرند و آنها باید اطاعت كنند واگر زن مخالفت هم بكند در آخر داستان معلوم می شود حق با مردان بوده و همان خواسته مردان اجرا می شود. ( نگاه مرد سالارانه بجای انسان سالارانه در بخشهایی از فیلم كاملا" مشهود است ) 4- چه خوب بود فیلمساز یادآوری می كرد در جامعه ای كه آموزش جنسی در آن تابو می باشد و كسی اجازه صحبت و حتی اندیشیدن به آن را ندارد – چون مرتكب گناه كبیره می شود!- آیا نمی توان عواقب آنرا در بارداری های ناخواسته و متعاقب آن در سقط جنین دانست وقتی می توان به روشهای بهداشتی یا پزشكی از بارداری های ناخواسته پیشگیری كرد چرا باید عدم آگاهی موجب بارداری های شود كه زن و شوهر را مجبور به سقط جنین و از بین بردن كودكشان كند؟ ( با كتمان مشكل نمی توان آن مشكل را حل كرد) 5 – تابو كردن روابط انسانی بین دو جنس مخالف و برخورد شدید قانونی با چنین ارتباطی جامعه را به سوی بی بند و باری و عشقهای در پستو خانه ها سوق میدهد كه نتیجه آن شیوع بارداری های ناخواسته و رواج سقط جنین در چنین جامعه ای می باشد (وقتی رفتار كوچكی مانند دست دادن یك زن و مرد با هم كه نشانه احترام به یكدیگر است ، تابو می شود و مرتكبان آن معصیتكار و پیگیری قانونی می شوند پس باید انتظار داشت در چنین جامعه ای وقتی زن ومردی مدتی با هم در زیر یك سقف كار می كنند كه ممكن است چند دفعه بدنهایشان اشتباها" به هم بخورد هر دفعه با شكسته شدن آن تابو ، میان این دو فرد احساس لذتی ایجاد شود و كار به صیغه پنهانی و بارداریهای ناخواسته می انجامد ) پس آیا بهتر نیست به ارتباط سالم دختران و پسران جامعه مان توجه كنیم تا آنها مجبور نشوند دور از چشم پدر و مادر و جامعه شان با هم ارتباط بر قرار كنند چه كه بسیاری از همین روابط پنهانی است كه به سقط جنین منتهی می شود. البته دیدن فیلم مذكور می تواند سؤالهای بیشتر ومتفاوت تری را برای هر تماشاگری ایجاد كند اما اگر حاتمی كیا خواسته با این اثرش "دعوت به زندگی " بجای مرگ و نابودی كند، من پا را از این فراتر می گذارم و"دعوت به عشق " می كنم چه كه اگر این یعنی عشق - باشد حاصل آن نیز برای دو معشوق ، مطلوب و شیرین است و همانطور كه عشقشان را پاس می دارند عصاره عشقشان را نیز حفظ وصیانت خواهند كرد . ( حفظ عصاره عشق ، جاودانگی عشق را در پی دارد ) انتهی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


