افزايش بهره هوش چاپ پست الكترونيكي
دوشنبه, 09 آبان 1384 21:44

افزايش بهره هوش

اثر فلين:

نتايچ آزمايش های هوش در کشورهای مختلف نشان می دهد که در قرن گذشته متوسّط بهره هوش به نسبت سه امتياز در هر دهه افزايش يافته است. 

 جيمز فلين، دانشمند سياسی که در نيوزيلند کار می کند، در دهه 1980 اظهار داشت که امتيازات در گروه های مختلف مردم در آزمونهای متعارف هوش به طور مداوم در دهه های گذشته افزايش داشته است.  پژوهش های پيشين به اين رَوَند توجّه نشان نداده بودند، زيرا امتيازات بهره هوش همواره با توجّه به امتياز متوسّط برای گروه فعلی محاسبه می شود.  بنا به تعريف، حدّ وسط صد در نظر گرفته می شود.  بنابراين، کسی که 20 درصد بيش از حدّ متوسّط کسب کند، دارای بهره هوشی 120 خواهد بود.  امّا اگر امتياز شخص مزبور با حدّ وسط برای گروه مشابه، که يک نسل قبل از آن تحت آزمايش قرار گرفته، مقايسه شود، امتياز نهايی حدود 130 خواهد بود.  فلين اوّلين کسی بود که به طور سيستماتيک مقايسه هايی از اين قبيل ميان نسل ها را انجام داد.

از آن زمان به بعد، به اصطلاح "اثر فلين" در اثر مطالعات متعدّد مورد تأييد واقع شده است.  همين الگو، يعنی افزايش قريب سه امتياز بهره هوش در هر دهه، عملاً برای هر نوع آزمون هوش، که تقريباً از هر نوع گروهی گرفته شده، مصداق يافته است.  الگوی مزبور برای حدود 20 کشور که داده ها برای آنها قابل حصول بود، ازجمله ايالات متّحده آمريکا، کانادا و ملل مختلف اروپايي، به کار برده شد، گو اين که در صد افزايش تا حدّی نسبت به هر کشور و نوع آزمون تغيير می کرد.  در بلژيک، هلند و اسرائيل، افزايش در بالاترين حدّ خود بود، يعنی 20 امتياز در ازاء هر نسل (يعنی 30 سال)، و در دانمارک و سوئد در پايين ترين حدّ، يعنی 10 امتياز در ازاء هر نسل قرار داشت.

اگرچه داده ها محدود است، امّا بيش از پيش به نظر می رسد که افزايش در حال سرعت گرفتن است.  مثلاً، در هلند، برای آخرين دوره اندازه گيری شده، يعنی 1972 تا 1982، امتيازات  بيشترين حدّ افزايش را (بالای 8 امتياز) داشت.  فلين، داده هايی را برای يک نوع آزمون، يعنی جدول ارقام فزاينده ريون[1]، يافت که کلّ يک قرن را تحت پوشش قرار ميداد.  او نتيجه گيری کرد که کسی که صد سال قبل در زمره ده درصد بهترينها بوده، امروزه در زمره 5 درصد ضعيف ترين ها طبقه بندی خواهد شد.  اين بدان معنی است که کسی که يک قرن پيش شخصی باهوش تلقـّی ميشد، اکنون کودن محسوب می گردد.  چنين نتيجه ای دارای مفاهيم ضمنی غير منتظره ای برای رابطه بين هوش و سنّ است.  امتيازات بهره هوشی افراد مسن تر معمولاً پايين تر از افراد جوانتر است.  تا کنون، هميشه فرض بر اين بود که اين نتيجه دلالت بر زوال هوش با بالا رفتن سن داشت.  امّا، با توجّه به اين که افراد مسن تر در دورانی که سطح عمومی هوش پايين تر بود تحت پرورش قرار گرفتند، اين مشاهدات را می توان توجيه کرد.  فلين ثابت کرد که اگر بهره هوشی مردم با آزمون هايی متناسب با دورانی که در آن پرورش يافته اند مورد ارزيابی قرار گيرد، امتيازات فرد مسن مشابه فرد جوان خواهد بود.  اين که افراد مسن تر در آزمون های هوش از امتياز کمتری برخوردار می شوند به اين دليل نيست که با بالا رفتن سن کودن شده اند، بلکه به اين دليل است که نسل جوانتر صرفاً ازمزيت رقابتی برخوردار هستند.

ممکن است انتظار داشته باشيم که اثر فلين در آزمون هايی که بر فرهنگ يا تحصيل تأکيد دارند روشن تر باشد.  امّا عکس قضيه صادق است: برای آزمون هايی که توانايی تشخيص الگوهای انتزاعی و غير کلامی را مورد سنجش قرار می دهند، افزايش بسيار چشمگيرتر است.  آزمونهايی که بر دانش مدرسه ای سنـّـتی تأکيد دارند پيشرفت به مراتب کمتری را نشان می دهند.  اين بدان معنی است که چيزی به مراتب عميقتر از صرفاً انباشت اطّلاعات درون مغز مردم رخ می دهد.  هيچيک از دانشمندانی که اثر مزبور را مورد مطالعه قرار داده اند، نمی توانند توضيحی ساده بيان نمايند.

خود فلين اذعان دارد که از نتايج حاصله مات و سر در گم شده است، و برای او سخت دشوار است که باور کند نسل او به مراتب باهوش تر از نسل والدينش است.  او استدلال زير را عرضه ميکند.  تعداد کسانی که امتيازات آنها به آن اندازه بالا است که به عنوان "نابغه" طبقه بندی شوند، نسبت به نسل گذشته بيش از 20 درصد افزايش يافته است.  اين به آن معنی است که ما، به گفته فلين، اکنون بايد شاهدِ "نوزايی فرهنگی عظيم تر از آن باشيم که بتوان آن را ناديده گرفت."  از آنجا که او اين استنتاج را غير قابل قبول می داند، به مطرح کردن اين نکته می پردازد که آنچه که افزايش يافته خودِ هوش نيست بلکه نوع "توانايی حلّ مسأله انتزاعی" است.  امّا اگر ما به حاصل اکتشافات علمی که به طور دائم بر شتابش افزوده ميشود، نوآوری های تکنولوژيک و تحوّلات فرهنگی به طور اعمّ بنگريم، "نوزايی فرهنگی" ديگر چنين ايده نامعقولی به نظر نميرسد.  چه آن را عامل فزاينده "هوش" بخوانيد يا "بالا برنده "توانايی حلّ مسأله انتزاعی"، در اين استنتاج که مردم از لحاظ تعقـّـلی و تفکـّری از قابليت بيشتری برخوردار شده اند، تغييری به وجود نمی آيد.

از نظر من، محتمل به نظر می رسد که اين پيشرفت فکری و عقلی، درست مانند ترقّی عمومی در کيفيت زندگی، منبعث از ترکيب عواملی چند است.  برخی از عوامل ممکن است دارای تأثير منفی بر توسعه فکری و عقلی باشند، امّا اکثر تحوّلات مثبتند و يکديگر را تقويت می کنند.  بديهی ترين عامل تحصيلات طولانی تر است، امّا اين به تنهايی نمی تواند همه چيز را توضيح دهد، زير فلين دريافته است که بهره هوشی کودکان آمريکايی حتـّی در طیّ دورانی که زمان سپری شده در مدرسه يکسان بوده، در حال بالا رفتن بوده است.  عامل ديگر می تواند تأثير وسائل ارتباط جمعی، بخصوص تلويزيون، باشد؛ امّا اين نمی تواند پيشرفت قبل از اختراع تلويزيون در دهه 1950 را توجيه کند.  بهداشت و تغذيه نيز که به طور عمومی و کلـّی بهبود يافته می تواند بی تأثير نباشد.  ثابت شده است که تغذيه ضعيف در سنين اوّليه به پيشرفت فکری آسيب ميزند، امّا اين نيز فقط در مورد کودکانی مصداق دارد که شديداً مبتلا به فقر غذايی هستند.  عاملی که ممکن است نديده گرفته شده باشد اين است که امروزه والدين معمولاً توجّه بيشتری به کودکان خود نشان می دهند و به اين وسيله پيشرفت شناختی آنها را برمی انگيزند.  اين امکانپذير است زيرا والدين معمولاً کودکان کمتری دارند که به آنها بپردازند، از وقت آزاد بيشتری برخوردارند، ثروتمندترند، از تحصيلات بيشتری بهره مندند، و نسبت به نيازهای اطفالشان از بينش بهتری نصيب برده اند.  عاملی که عموميت بيشتر دارد اين است که جامعه به طور کلـّی در سطح فکری بالاتری عمل می کند، اطـّـلاعات بيشتر، معضلات فکری افزونتر، مسائل پيچيده تر، مثالهای بيشتری برای پيروی، و روش های استدلال بيشتری برای به کار بردن به کودکان کنجکاو ميدهد.  صِـرف استفاده هر روزه از وسائل زندگی مانند وی سی آر، مايکروويو، و ترموستات، نوع انتزاعی تری از استدلال را می طلبد که نسل های مسن تر غالباً توانايی آن را ندارند.  پيچيدگی فزاينده زندگی احتمالاً در برانگيختن پيچيدگی فزاينده ذهن تأثير داشته باشد.  استفاده فزاينده از کامپيوترها برای تحصيل يا بازيها در سنين اوّليه محتملاً دانش عمومی، استدلال انتزاعی و زرنگی فکری و عقلانی را بيش از پيش تقويت می کند.

 

References:

1-     James R. Flynn: The mean IQ of Americans, massive gains.  New York: Harper and Row, 1984

2-     James R. Flynn: Massive IQ gains in 14 nations: what IQ tests really measure.  Psychological Bulletin 101: 171-191, 1987

3-     Ulric Neisser: Rising Scores on Intelligence Tests, American Scientist, September-October 1997 APA Task Force Examines the Knowns and Unknowns of Intelligence Flynn’s Effect, Scientific American



[1] Raven’s Progressive Matrices

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
میهمان 2005-11-01 11:48:25

بسیار جالب و خواندنی متشکرم
نیکان
خوب
مهمان 2006-10-22 05:16:26

نکات جالبی را گفته بودید لطفأ در مورد هوش هم
اگر توانستید مقاله ای بنوسیدیا معرفی کنید
تا بتوانم از آن استفاده کنم با تشکر
تشكر
torfifard 2006-11-28 04:24:43

خیلی خوب
قدرداني وتشكر
torfifard 2006-11-28 04:28:27

خيلي خوب
تشكر
torfifard 2006-11-28 04:30:06

باتشكر
تشكر
minou 2007-11-06 23:26:56

موضوع جالبی است باز هم در این مورد بنویسید
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.