انرژی درمانی به طریقه ی" ری کی" :واقعیت یا خیال؟ چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
چهارشنبه, 03 مهر 1387 02:17

انرژی درمانی به طریقه ی" ری کی" :واقعیت یا خیال؟

و.ن.

مقدمه

  شاید شما هم واژه ی "انرژی درمانی"را شنیده باشید.بیش از 15سال پیش بود که برای اولین بار این کلمه را شنیدم.شخصی را به من معرفی کردند که این کار را انجام می داد.نزد او رفتم.روی تختی دراز کشیدم.دستانش را در چند سانتی متری بدنم حرکت داد(بعدها فهمیدم به این عمل اسکن بیوسنByosen Scanمی گویند).سپس بیماری ها یا مشکلات جسمی مرا گفت.در مرحله ی بعد با قرار دادن دست  در آن نواحی که دچار مشکل بود شروع کرد به از بین بردن درد یا علاج بیماری.نتیجه قابل تشخیص بود.هرچند که دائمی و علاج کامل به نظر نمی رسید(بعدها فهمیدم برای درمان قطعی، معمولاً بین 4 تا 100جلسه ی درمانی – و  حتا گاه بیش تر-لازم است).به هر حال تسکین درد کم ترین چیزی بود که روی داده بود و نمی شد آن را انکار کرد.مدت ها گذشت تا این که در سال گذشته از طریق دوستی با روشی به نام "رِی کی"آشنا شدم. "رِی کی"یکی از روش های انرژی درمانی بود .تصمیم گرفتم آن را یاد بگیرم و امروز می توانم با استفاده از آن، بیماری ها و درد ها را تسکین دهم.هدف از نگارش این مقاله آن است که خوانندگان محترم با این طریقه ی درمان آشنا شوند و به خصوص به این سوال مقدر (تا حد ممکن و در نهایت اختصار)پاسخ داده شود که آیا "رِی کی"پدیده ای علمی است یا نوعی خرافات و تلقین؟

"رِی کی" چیست؟

   "رِی کی"کلمه ای است سانسکریت متشکل از دو واژه ی "رِی "و"کی"."رِی  Rei "یعنی کیهانی و " کیKi"یعتی نیروی حیاتی .کی انرژی غیر فیزیکی است که در اطراف ما وجود دارد و به وسیله ی انرژی بخشان به کار گرفته می شود.تا زمانی که موجودی زنده است ،دارای گردش انرژی حیاتی در درون و پیرامون خود می باشد .هنگام مرگ، انرژی حیاتی جدا می شود ،اگر سطح انرژی شما پایین باشد یا محدودیتی در جریان آن وجود داشته باشد شما نسبت به بیماری بسیار آسیب پذیر خواهید بود .وقتی سطح انرژی حیاتی زیاد باشدو آزادانه جریان داشته باشد شما به سختی ممکن است بیمار شوید.به زبان ساده کسی که "ری کی" است این توانایی را دارد که انرژی را از محیط بگیرد و مانند کانالی آن را به بدن خود و سپس دیگران هدایت کند و بدین ترتیب در برابر بیماری مقاومت ایجاد کند یا به بدن کمک کند که در برابر آن ایستادگی کرده،خود به درمان آن بپردازد.بنا براین هنگام انرژی درمانی، فرد ،انرژی خود ر ا به بیمار نمی دهد بلکه دائماً آن را از محیط گرفته به به نقاط خاصی از بدن بیمار هدایت می کند.

    "ری کی" تکنیکی هزار ساله است که سال ها به دست فراموشی سپر ده شده بود .در اواخر قرن نوزدهم دکتر "میکائو اوسویی"مجدداً آن را کشف کرد و بار دیگر آن را به کار گرفت.امروزه در بسیاری از بیمارستان های آمریکا و اروپا انرژی درمان گران در کنار پزشکان دیگر به معالجه ی بیماران می پردازندو "ری کی" توانسته است جای خود را در میان روش های درمانی به خوبی باز کند.

لازم به ذکر است که انرژی درمانی روش های مختلفی دارد که "ری کی" یکی از ساده ترین و موثر ترین آن هاست.

چگونه می توان این قدرت را کسب کرد؟

   هرکسی می تواند "ری کی" شود .اما برای این کار ابتدا لازم است به یک استادMasterمراجعه نماید. "ری کی"به راحتی از استاد به شاگرد منتقل می شود و به این ترتیب فرد به راحتی می تواند انرژی را به خود یا دیگران هدایت کند.فرایند "هم سو سازی"Attunementتوسط استاد انجام می شود .در این فرایند ظرفیت "چاکرا" ها و کانال های مربوطه برای نگه داری و انتقال انرژی افزایش می یابد.در بدن هر کسی 7"چاکرا" یا مسیر اصلی جریان انرژی وجود دارد.پاک سازی "چاکرا" ها توسط استاد و تنها یک بار انجام می شود .بعد از آن ،فرد با انجام تمرینات لازم توانایی انتقال انرژی را پیدا می کند.

آیا "ری کی"پدیده ای علمی است؟

   در حال حاضر مهم ترین دید گاه برای فرمول بندی کردن نحوه ی عمل کرد "ری کی" میدان های الکترو مغناطیسی حاصله از کلیه ی موجودات زنده است.پروفسور جیمز اوشمن  در کتاب اخیر خود به نام "مبانی علمی طب انرژی بخشی"به این موضوع شگفت انگیز اشاره می کند.البته حضور و انتشار جریان های الکتریکی در بدن انسان ،از مدت ها پیش به یک حقیقت علمی تبدیل شده است .این جریان ها که در مسیر سیستم عصبی حرکت می کنند ،یکی از راه های خود تنظیمی بدن (برای رسیدن به تعادل و هم آهنگی لازم)محسوب می شوند.به عبارت دیگر پیام های عصبی که از مغز منشاء می گیرند ،از طریق سیستم عصبی که با تمام بافت های بدن در ارتباط می باشد به کلیه ی اعضا و اندام ها رسیده و موجب تنظیم فعالیت های بدن می شوند.

   از سوی دیگر الکتریسیته ی قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و موی رگ های خونی که مجموعاً بیش از 50000مایل(هر مایل معادل1609متر)درازا دارند به سایر قسمت های بدن منتشر می گردد.این راه دومین مسیر(البته به صورت فرعی)برای جاری شدن جریان های الکتریکی به حساب می آید.این جریان ها نه تنها در داخل ،بلکه در اطراف همه ی سلول های بدن انتشار می یابند .از طرفی بسیاری از سلول ها دارای کریستال هایی به فرم مایع می باشند.این کریستال های زنده در غشاهای سلولی ،غلاف های میلین اعصاب و بسیاری از نقاط دیگر به طور پراکنده یافت می شوند .تمامی کریستال ها ،هنگامی که به نوعی تحت فشار قرار گیرند ،در پاسخ، واکنشی به نام "تأثیرات پیزو الکتریک"از خود نشان خواهند داد.به همین ترتیب،کریستال های مایع در بدن انسان به طور مداوم در حال تولید جریان های الکتریکی می باشندکه غالباً از نوع هم گراست یعنی همانند لیزر ،فرکانس های حاصله از آن ها در محدوده ی مشخصی قرار دارد.این ارتعاشات لیزر مانند قادرند علاوه بر حرکت در درون بدن ،به محیط اطراف نیز منتشر شوند.

   دومین محیط از سیستم عصبی بدن انسان ،غلاف عصبی(پری نوریوم)نام دارد که متشکل از یک لایه بافت هم بندی و پوشاننده ی سیستم عصبی است.رابرت بکر  در مجموعه ای از مقالات به شرح این موضوع پرداخته است:بیش از نیمی از سلول های مغزی را سلول های پری نوریال تشکیل می دهد .پری نوریوم که توسط امواج مغزی کنترل می شود با تاثیر بر جریان های الکتریکی مستقیماً در فرایند شفا بخشی دخالت دارد.هر گاه یکی از قسمت های بدن دچار آسیب می گردد.سیستم پری نوریال در آن موضع خاص ،نوعی پتانسیل الکتریکی به وجود می آورد که اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه می سازد و ثانیاً سلول های باز سازی کننده نظیر گلبول های سفید خون ،فیبروبلاست ها و ماکروفاژها را به محل مورد نظر جذب می نماید و در نهایت هم گام با ترمیم پیدا کردن ضایعه ،پتانسیل الکتریکی موضع تغییر می یابد .سیستم پری نوریال هم چنین نسبت به میدان های مغناطیسی بیرونی سیار حساس و پاسخ گو است.

      هنگامی که جریان الکتریکی از داخل یک جسم هادی الکتریسیته عبور می کند ،یک میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم تشکیل می شود .به همین نحو جریان های الکتریکی که در درون بدن انسان در حرکت می باشند نیز در داخل و اطراف بدن میدان های مغناطیسی خاصی به نام "میدان های بیو مغناطیسی"به وجود می آورند.

    دکتر جان زیمرمن  در دانش کده ی پزشکی دانش گاه کلرادو در شهر دنور ایالات متحده به منظور درک بهتر نحوه ی عمل کرد بدن و تشخیص عمیق تر بیماری ها ،با استفاده از دستگاهی به نام SQUID
(دستگاه فوق هادی با تداخل کوانتومی)اقدام به اندازه گیری دقیق میدان های بیومغناطیسی بسیاری از اعضای بدن از جمله مغز و قلب نموده است.

  قلب دارای میدان مغناطیسی پر قدرتی است که تا فاصله ی 15فوتی (هر فوت معادل 48/30سانتی متر)ادامه دارد.مغز و کلیه ی ارگان های بدن نیز دارای میدان های بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند که آن ها را حاطه نموده و با یک دیگر در تعامل می باشند.هر ارگان فرکانس ویژه ی خود را دارد که بیان گر وضعیت سلامت آن است .اما در شرایط بیماری این فرکانس دچار تغییر می شود .مجموعه ی تمام میدان های بیو مغناطیسی بدن ،تشکیل یک میدان بیومغناطیسی تجمع یافته ی بزرگ را می دهند که بدن انسان را احاطه می نماید و در واقع بسیار مشابه با همان پدیده ای است که هاله نامیده می شود .به این ترتیب میدان بیو مغناطیسی مورد نظر می تواند یکی از اجزای مهم هاله قلمداد شود .گرچه ممکن است ابعاد دیگری نیز در این مقوله دخیل باشند.

   میدان های بیومغناطیسی انسان با میدان های مشابه در اطراف او نظیر میدان بیو مغناطیسی سایر انسان ها در تعامل متقابل است.این اصل در علم فیزیک القاء نامیده می شود و به این معنی است که هر میدان مغناطیسی می تواند باعث القای تغییراتی در قدرت و نیز فرکانس جریان های الکتریکی در جسم هادی میدان مغناطیسی مجاور خود (در این جا بدن انسان دیگر)گردد.بنا براین نتیجه می گیریم که میدان بیومغناطیسی یک فرد ،هم قادر است از طریق فرایند القاء تاثیراتی را روی میدان مغناطیسی فرد دیگر مانند تغییر در احساس سلامت ،میزان احساس خوشایند او و نیز کیفیت عمل کرد ارگان ها و بافت های بدن وی بگذارد.

   آگاهی از این اصل از یک سو تعریف مناسبی را از واژه ی مصطلح"شخصیت مغناطیسی"خاص هر انسان برایمان ارائه می دهد و از سوی دیگر نحوه ی ایجاد تاثیرات درمانی مستقیم یک انسان بر روی انسان دیگر را به صورت علمی توجیه می کند. 

   تا به این جا در یافتیم که از دیدگاه علمی ،وجود یک انسان به محدوده ی پوست اوختم نمی شود بلکه به فضای اطراف او نیز گسترش می یابد .تا به حال همه ی ما هنگامی که حضور فرد دیگری را بدون دیدن او در نزدیکی خود مان احساس کرده ایم ،بر این واقعیت صحه گذاشته ایم. اما امروزه این مقوله به عنوان یک اصل علمی پذیرفنه و ثابت شده است .

     دست ها نیز توسط میدان مغناطیسی مخصوص به خود احاطه می شوند.بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یک فرد شفاگر در حین انجام درمان نشان می دهد که این میدان  به وضوح قوی تراز میدان مغناطیسی دستان افراد معمولی است .در این بررسی از یک مغناطیس متر ساده شامل دو عدد سیم پیچ 80هزار دور متصل به یک تقویت کننده استفاده شدو نتیجه ی حاصله گویای این واقعیت بود که دستان فرد شفاگر دارای میدانی با قدرت 002/0گوس بود که هزار بار قوی تر از هر میدان مغناطیسی دیگری است که از بدن انسان به بیرون امتداد می یابد.فرکانس این میدان نیز متغیر (بین 3/0تا 30هرتز)و عمدتاًدر محدوده ی 8-7هرتز در نوسان بود.انرژی شفادهنده ی دست ها حد اقل تا حدودی توسط سیستم پری نوریال ایجاد می شود .این سیستم همان  طور که قبلاًًَ توضیح داده شد،رشته های عصبی را پوشانده و به عنوان شاه راهی برای هدایت جریان های الکتریکی تحت کنترل تالاموس مغز،در بدن عمل می کند.

   پاره ای از شواهد حاکی از این است که سایر فرم های انرژی به غیر از نوع بیو مغناطیسی (نظیر امواج مادون قرمز،مایکروویو  و بعضی دیگر از پرتاب های فوتونی)نیز از دست ها خارج شده،تاثیرات درمانی خود را در سیستم های بیولوژیک (زیست شناختی)بدن به دنبال دارد.این باور با مفهوم متافیزیکی رایج مبنی بر این که بیماری ابتدا در هاله ی انرژی یا میدان بیو مغناطیسی ایجاد شده وسپس در جسم فیزیکی بروز می کند،کاملاً هماهنگ و مطابق است.

   هنگامی که شفاگر دستان  خود را به منظور درمان در مجاورت یک عضو غیر سالم قرار داده ،شروع به شفا بخشی می کند ،میدان مغناطیسی خارج شده از دستان او که به مراتب قوی تر از میدان مغناطیسی حاصل از عضو بیمار می باشد،با در بر داشتن فرکانس های طبیعی و سلامت بخش مورد نیاز آن عضو تاثیر درمانی خود را آغاز می کند و نهایتاً با تاثیر القائی خود ،فرکانس طبیعی را به عضو بیمار باز می گرداند .این تنظیم فرکانس  به نوبه ی خود بر جریان های الکتریکی سلول ها و سیستم عصبی عضو مربوطه و همین طور فعالیت بیولوژیک آن  عضو تاثیر می گذارد و به این ترتیب درمان صورت می گیرد.فرکانس معادل دو هرتز برای رشته های عصبی،فرکانس معادل هفت هرتز برای استخوان ها ،فرکانس معادل ده هرتز برای رباط ها و فرکانس معادل پانزده هرتز برای موی رگ ها.

   هنگامی که شفا گر به منظور یافتن نواحی نا متعادل و گرفتار در یک بیمار به اسکن نمودن بدن او می پردازد ،فرایند القای میدان ها ی بیو مغناطیسی در جهت معکوس اتفاق می افتد .در این شریط شفا گر کف یک یا دو دست خود را در فاصله ی چند سانتی متری بدن بیمار به آرامی حرکت می دهد و در همین حال به احساسی که در کف دست او ایجاد می شود توجه می کند(اسکن بیوسن).میدان بیو مغناطیسی بیمار تغییراتی را در میدان کف دست شفاگر ایجاد می کند  و این تغییرات  توسط شفاگر حس می شود و به این ترتیب او قادر خواهد بود نواحی دچار عدم تعادل و تحت فشار را در میدان بیومغناطیسی بیمار تعیین نماید.

      می توان انرژی "ری کی"را مجموعه ای ویژه از انرژی بیومغناطیسی و سایر انرژی هایی دانست که ذهن ابرهوشیار دائماً کیفیت آن ها رامتناسب با نیاز عضو مبتلا که در زیر دستان شفاگر قرار دارد تعیین نموده و فرایند درمان را آغاز و تکمیل می نماید.

برای کسب اطلاعات بیشتر ر .ک . به:www.iranreiki.com

 

منابع:

-جزوه ی آموزش ری کی سطح یک

-مقاله ی "توجیه علمی انرژی ری کی"نویسنده:ویلیام لی رَند،مترجم:دکتر کیارش ساعت چی

http://iranreiki.com/drsaatchi/tojihenergydarmani1.htm

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.