دور و تسلسل چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 07 اسفند 1388 15:25

دور و تسلسل

تاکنشان

زمانی در مجلّه فکاهی توفیق نوشته بود: در خیابانی که شعبهء بانکی افتتاح شود عدّه‎ای ورشکست می‎شوند؛ افراد ورشکسته فقیر شده لباس مندرس می‎پوشند؛ از لباس مندرج می‎توان کاغذ تولید کرد؛ روی کاغذ می‎توان اسکناس چاپ کرد؛ اسکناس را می‏توان در بانک گذاشت؛ بانک که افتتاح شود، چند نفر ورشکست می‎شوند... و این سیر همچنان ادامه دارد الی غیر النهایه. حکایت ما در کشور جمهوری اسلامی ایران نیز همینطور است. عدّه‎ای را می‎گیرند و به همه می‎گویند حق ندارید به کسی بگویید و اگر اعدامش هم کردیم حق ندارید تشییع جنازه و جلسهء ختم و غیره برگزار کنید؛ حال اگر برگزار کنند، می‎آیند و می‌گیرند و به زندان می‎اندازند و دوباره همین قصّه را تکرار می‎کنند، و وقتی در مجامع بین‌‎المللی بیان می‎گردد، دو عکس‎العمل دارند؛ یا از بیخ و بن منکر قضیه می‎شوند مانند موارد متعدّدی که به طور روزمرّه شاهدش هستیم؛ یا برای آن دلیل و برهان واهی می‎تراشند که مرغ پخته هم از شنیدنش قهقهه می‎زند.

امّا، نکته اینجا است که این کاری که می‎کنند یا قانونی و درست است یا غیر قانونی و نادرست. اگر قانونی و درست است که نه از بیانش باید هراسی داشته باشند نه از طرحش در مجامع بین‎المللی خوفی باید به دل راه بدهند. اگر غیرقانونی و نادرست است، چرا انجام می‎دهند؟

همین موضوع بسیار تکراری و پیش پا افتادهء ممنوعیت ورود داوطلبان بهائی به دانشگاه را مدّ نظر قرار دهید. وقتی در شورای حقوق بشر مطرح شد، جناب لاریجانی بلافاصله، نمی‎دانم از کجا، لاک دفاعی پیدا کرد و واردش شد و به‎کلّی منکر قضیه شد که دانشجویان بهائی ابداً و اصلاً ممنوع از ورود به دانشگاه نیستند و هرگز نبوده‎اند و راوی لابد سنّی بوده است. پشت سر همین قضیه، دو سه نفر از نمایندگان مجلس، که حامی حقوق و مصالح ملّت هستند، وزیر علوم را استیضاح کردند که اصلاً چرا ستون مذهب را از برگه‎های درخواست شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه حذف کرده‎اید که بهائیان هم بتوانند وارد دانشگاه شوند. جالب است که این نمایندگان مجلس دقیقاً خلاف قانون اساسی صحبت می‎کنند؛ چون قانون اساسی دولت را موظّف کرده که برای همه شهروندان ایرانی امکانات تحصیل را فراهم آورد. رئیس مجلس هم که باید مراقب باشد کسی خلاف قانون حرف نزند ابداً تذکّر نمی‎دهد و سؤال نمایندگان به وزیر مربوطه هم ابلاغ می‎شود. حالا چرا آقای جواد لاریجانی انکار می‎کند و نمایندگان ابرام می‎نمایند و جناب علی لاریجانی از قانون اساسی دفاع نمی‎کند و وزیر علوم، طفلکی، این وسط گیر کرده که خلاف جناب جواد لاریجانی حرف بزند یا پیه استیضاح جناب علی لاریجانی را به تن بمالد.

همین موضوع یاران ایران را که دیگر دو سال از آن گذشته در نظر بگیرید؛ روز اوّل اصلاً معلوم نبود برای چه گرفته‌اند؛ چون اینقدر زبان دور دهن گردانیدند و مِن مِن کردند، تا سر و صدای دنیا بلند شد. اوّل که انکار کردند که اصلاً اینها را برای اعتقادات دینی نگرفته‎ایم. امّا بر خلاف قانون که باید 24 ساعته اتّهامشان تفهیم شود، تا چندین ماه اصلاً خودشان هم نمی‌دانستند چگونه موضوع را جمع و جور کنند و به روی مبارک هم نمی‎آوردند که اتّهاماتی سر هم بندی کرده بیان نمایند. یک دفعه جناب درّی نجف‌آبادی به دادشان رسید و تشکیلات نیم‎بندی بهائی را، نه به خاطر بهائی بودن (!)، بلکه صرفاً به دلیل غیر قانونی بودن (به چه علّت؟) تعطیل کرد. اصلاً معلوم نشد که این ممنوعیت تفتیش عقاید مذکور در قانون اساسی اینجا چکاره بود که از مقام خود عزل شد و بالکلّ از صفحهء روزگار محو گشت و اگر هنوز در متن قانون اساسی مشاهده می‌کنید، جسمی است بی‎روح که نه حرکتی دارد و نه تأثیری. حالا، اگر نمایندهء بهائیان در آن سوی جهان بگوید که اینها را به این دلیل گرفتند، می‎گویند چرا گفتی؟ تو هم دست نشاندهء امریکا و انگلیس و اسرائیل و احتمالاً بورکینا فاسویی.

اصلاً پنداری در این دنیا هر کس حرف حق زد که به مذاق جمهوریون اسلامی خوش نیامد، حتماً به جایی وابسته است. امّا جمهوریون اسلامی به کار همهء دنیا کار دارند. دختر جوان بهائی را که کاری به خیر و شرّ هیچ چیز ندارد، چون با پدربزرگش چپ افتاده‎اند، دستگیر کرده و در زاویه زندان انداخته‌اند، و ابداً نه اجازه تلفن زدن می‎دهند نه از ملاقات خبری هست و نه خانواده‎اش خبر دارند که او کجا است. باز هم گلی به جمال طلوعی مرحوم، که اینقدر به حقوق بهائیان تجاوز نمی‎کرد. والله به هفته نمی‎کشید که ترتیب ملاقات می‎داد. از آن گذشته در کمال شهامت می‎گفت که بهائیان را به علّت بهائی بودن می‎گیرد و سعی هم داشت که ریشه‎کن کند؛ امّا عمرش وفا نکرد و نتوانست به هدفش برسد. حالا، اینها اینقدر شهامت را هم ندارند که بگویند به چه علّت گرفته‎اند. وقتی علّت را سؤال می‎کنی، برچسب می‎زنند؛ وقتی برچسب را زیر سؤال می‎بری، برآشفته می‎شوند؛ وقتی به اتّهامات جواب می‎دهی، واکنش خشن نشان می‎دهند؛ وقتی به واکنش خشن اعتراض می‎کنی، وابسته با اجانب و جاسوس و غیر ذلک می‎شوی. جالب اینجا است که دیگران هم باور می‎کنند. رفته بودیم به یکی از دوایر دولتی و ضمن صحبت جهت احقاق حق عرض کردیم که، "بهائیان در سیاست دخالت نمی‎کنند." گفت، "حالا که ثابت شد دخالت می‎کنند." حیرت اندر حیرت آمد پدید. هنوز دادگاه حکم نداده، مسئولین رده پائین حکومت، برای گریختن از جوابگویی به نقض قوانین، حکم صادر می‎کنند و اجرا هم می‎کنند.

باشد که خداوند انصافی عنایت فرماید.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.