| سیاست های نامرئی |
|
|
| نوشته شده توسط farzaneh | ||||||||
| چهارشنبه, 02 دی 1388 15:29 | ||||||||
|
سیاست های نامرئی
نگارش: آنتـــی وار
روز شنبه 28 آذر ماه، در پایگاه اینترنتی رادیوفردا، مطلبی چاپ شده بود، تحت عنوان «سیاستهای دینی جمهوری اسلامی ایران»[1]. این مقاله دارای اشاراتی بسیار دقیق از چگونگی سرکوب اقلیتهای دینی و دگراندیشان مسلمان در رژیم اسلامی ایران است. این مقاله که به قلم آقـای مجید محمدی، جامعه شناس، نگاشته شده است، در نوع خود مقاله ای منحصر بفرد است. نویسنده با دقت خاصی این موضوع را به چالش می کشد که براستی بعد از سی سال حکومت دینی در ایران سیاست های دینی این رژیم، بر چه اساسی استوار است؟ «...راهی که حکومت دينی در ایران ... در پيش گرفته نمايانگر سياستهايی است که هيچ جا به صراحت اعلام نشدهاند اما بيش ازسی سال است که اجرا می شوند.»[2] در اینجا قصد، تحلیل نوشتهء آقای محمدی نیست، تنها برحسب نیاز لازم است که مورادی بر آن اضافه شود تا خواننده با خواندن آن، خود بتواند سیاست های پنهان رژیم اسلامی را تشخیص دهد. سیاستهایی که هر روزه در روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، سایتهای خبری و ... انعکاس می یابند. سیاستهایی که نباید در مقابل آنان بی تفاوت باشیم. اگر چه به گفته ایشان بعد از سی سال هنوز حتی سیاستهای اقتصادی این حکومت بدرستی مشخص نیست. ردپای همین سیاست، یا بهتر بگویم سیاست عدم شفافیت دولت، را البته نه تنها در حوزهء دین، میتوان در آلمان نازی، پیدا کرد. «...دستورها را عمداً مبهم تنظیم می کردند و چنین بنظر می رسید که انشاء کنندگان آنها فرض را بر این نهاده اند که دستور گیرنده خود به فراست در خواهد یافت که محتوای واقعی یا باطنی دستورها چیست. برگزیدگان تنها مامور اجرای "دستور"های پیشوا نبودند بلکه این بود که "اراده"ی رهبری را نیز اجرا کنند. "اراده" و "دستور" یا فرمان به هیچ روی هموراه به یک معنی نبود...»[3] همانطور که مشاهده می شود، علیرغم اینکه دستور صریحی مبنی بر وجود سیاست های خاص دینی بطور عمومی اعلام نشده، و بر عکس مقامات جمهوری اسلامی مدعی هستند که ایران آزادترین کشور دنیاست و اقلیت های مذهبی در پناه قانون می باشند، نوع برخورد حکومت با اقلیت ها و علی الخصوص سنی ها و بهائیان، نشان دهنده سیاستی متفاوت از سخنان مقامات رسمی است. در رابطه با مسلمانان سنی، حکومت سعی دارد با برچسب وهابیت، محدودیت های فعلی را افزایش داده و به همین بهانه امامان جماعت و فعالین سنی را بازداشت کرده وتحت فشار قرار دهد. فشار بر سنیان، البته به ایدئولوژی تشکیل یک امت اسلامی که توسط حکومت دنبال می شود نیز مربوط است. در این جهان بینی، حکومت ایران، خود را پرچمدار جهان اسلام می داند وبر همین اساس، هرنوع نگاهی متفاوت با نگاه حکومت ایران به اسلام غیرقابل قبول است. این نکته در مورد دگراندیشان شیعه نیز صادق است. در مورد بهائیان وضع از این هم بدتر است. البته قابل حدس است که حکومتی که رفتارش با مسلمانان اینچنین است با بهائیان که خود را آئینی مستقل وجدا از اسلام میدانند، رفتاری بمراتب سرسختانه تر داشته باشد. درست است که حکومت دینی امروز ایران نمی تواند رفتاری مانند شاهان قاجار با پیروان باب و بهاییان در پیش بگیرد، اما ایجاد انواع و اقسام محدودیت ها و محکومیت ها، که بیشتر آنها غیرقانونی وتنها عقیدتی هستند، بنوعی تکرار همان سیاست های خصمانه شاهان قجری است. دولت دینی ایران، به تصریح آقای محمـدی، سیاستی چند مرحله ای رابرای از میان برداشتن آئین هائی که با اسلام حکومتی مخالف هستند در پیش گرفته است. «...که این دین و آیین اولا بروزی در فضای عمومی پیدا نکند، ثانیا هر گونه امکان تبلیغ و ترویج و انتقال آن به نسل بعد از آن گرفته شود، ثالثاافراد جرات نکنند به آن بگروند، رابعا نهادهای مربوط به آن اجازه تاسیس پیدا نکنند یا اگر وجود دارند تخریب شوند، و خامسا پیروان آن مدام مورد تعقیب قضایی و فشار واقع شوند...»[4] در مورد قسمت اول مصداق عینی آن را میتوان از محرومیت جوانان بهائی از تحصیل و کار مشاهده کرد. درتازه ترین مورد از نقض حقوق شهروندی بهائیان ایران، آقای سمیع آشنایی دانشجوی ترم 3 جامعه شناسی دانشگاه پیام نور فیروز آباد به علت اعتقاد به دیانت بهایی از دانشگاه اخراج شد.[5] نکته جالب دراین اخراج، اظهارات مسئول حراست می باشد که نشان دهندهء همان "اراده"ای است که پیشتر ذکر شد. «...ما نمی گذاریم شما که دشمن ما هستید در دانشگاههای ما به مدارج عالیه برسید...»[6] پرواضح است که مسئول مربوطه ودیگر مسئولان در توهم توطئه غرق شده اند و نشانه آن کاربرد مکرر ضمیر "مـا" برای تقسیم بندی خودی و غیرخودی در مکالمات و صحبتهای آنان می باشد. البته داستان ممنوعیت از تحصیل بهائیان داستان یک سال و دو سال نیست، بلکه داستانی سی ساله دارد که گفتن ونوشتن از آن مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. حدیث "پاکسازی" ادارات و دانشگاهها واخراج صدها نفر از بهائیان شاغل نیز به همین ترتیب است. درواقع حکومت میخواهد از این طریق جوانان بهائی را مخصوصا از محیط دانشگاه که فضای خرد محور است دور نگاه دارد تا به این وسیله جدای از هدف اول خود به هدف دوم که جلوگیری از تبلیغ آئین است نیز دست پیدا کند. حکومت با بازداشت نزدیکان اشخاص بهائی که بعضا میتوانند بهائی هم نباشند قصد دارد تا با ایجاد ترس و وحشت مانع بوجود آمدن رابطه بین جامعه بهائی و جامعه غیر بهائی شود. نمونه آن در بازداشت پسر مسلمان برای اعمال فشار بر پدر بهایی که همین اواخر در مشهد اتفاق افتاد قابل مشاهده است. قابل توجه است که چرا فرزند مسلمان آقای قنواتی، که از شهروندان بهایی ساکن شهر مشهد می باشد، توسط ماموران امنیتی دستگیر و به نقطعه نامعلومی منتقل گردیده است. در مورد تخریب نهادهای یک آئین، در رابطه با بهائیان از مهمترین موارد میتوان به تخریب حظیره القدس بهائیان در طهران و همچنین تخریب منزل سید علی محمد باب، پیامبر بابیان، اشاره کرد که در هر دو دولت شاهنشاهی و اسلامی در دستور کار قرار داشت. با این تفاوت که در دوران قبل از انقلاب این اعمال به تحریک برخی علمای شیعه انجام می گرفت و در حکومت اسلامی زیر نظر عده ای از علما پیگیری می شود. در این سی ساله اگرچه بهائیان ایران مانند دیگر بهائیان عالم اجازه تاسیس مکانی خاص برای عبادت نداشتند، اما بازداشت و اعدام اعضای محفل ملی ایران در اوایل انقلاب اسلامی و همچنین بازداشت هفت مدیر سابق جامعه بهائی ایران در حدود دو سال پیش که البته تا کنون نیز بدون هیچ دادگاهی در زندان بسر می برند، مصداق عینی تخریب نهادها و تحت تعقیب قرار دادن پیروان یک آئین است. در آخر باید اضافه کنم که اگرچه، در ظاهر، سیاست خاصی از سوی حکومت در رابطه با دیگر ادیان و اقلیت ها ارائه نمی شود، که البته این هم جزئی از سیاست رژیم اسلامی است، تا به این وسیله بتواند از زیر بار پاسخگوئی به جامعه جهانی فرار کند؛ وبا تقسیم وظایف در مورد نحوهء سرکوب اقلیت ها، هیچ کس بدرستی متوجه نشود که در این میان کدام سازمان قویتر و اصلی تر است، اما باز هم با دقت در نوع رفتار حکومت وتاسیس دفاتری به این منظور در وزارت اطلاعات، وهمچنین ایجاد پایگاهای اینترنتی تحت عنوان ادیان و فرق و یا چاپ انواع و اقسام ویژه نامه ها و فصلنامه های مختلف، میتوان ردپای این سیاست خاموش را به وضوح مشاهده کرد. سیاستی که در آن سرکوب حرف اول و آخر را میزند و بی پروا هم اجرا می گردد.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


