| آیا دولتی یا گروهی برنده جایزه صلح نوبلش را تهدید به مرگ می کند؟ |
|
|
| نوشته شده توسط Arman | ||||||||
| يكشنبه, 01 آذر 1388 11:07 | ||||||||
|
آیا دولتی یا گروهی برنده جایزه صلح نوبلش را تهدید به مرگ می کند؟
مسئله حذف مخالف در نظامهای سیاسی خودکامه مسئلهای تازه نبوده و نیست. در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز متاسفانه شاهد این دست فعالیت بودهایم. چه بسیار افرادی كه ترور شدند و چه بسیار افرادی را كه به انواع دیگر مورد تعقیب و آزار قرار دادند. پیش از به قدرت رسیدن نیز روش این نحله ی فکری بر این منوال بود. اگر چه در زمان حكومت محمدرضا پهلوی بسیاری از طرفداران تغییر یا انقلاب با آن مخالف بودند و ساز نارضایتی سر میدادند، اما غیر از بعضی گروههای تشكیلاتی چپ كه مبارزه مسلحانه میكردند، قریب به اتفاق مبارزین مسلمان كه مشغول فعالیتهای ستادی و تشكیلاتی بودند، قائل به مبارزه مسلحانه بودند و به عبارتی خودمانی تر اهل ترور و حذف بودند. این سخن به این معناست كه پس از آن هم كشتن برای رسیدن به هدف را نه تنها امری دشوار تلقی نمی کنند و از آن ابایی ندارند، بلكه برایشان امری كاملا طبیعی و گاه ضروری است. آنها اگر مانعی بر سر راه خود ببینند به راحتی میكشند. در نتیجه واژههای مثل مبارزه غیر خشونت آمیز و نافرمانی مدنی و مفاهیمی از این قبیل برایشان كاملا بی معنی است. نمونه این حذف مخالف یا منتقد را پس از قتلهای معروف زنجیره ای در دهه 60 و 70 ، در حوادث اخیر در تهدید به قتل بعضی از چهرههای سیاسی از جمله محسن كدیور ، عبدالكریم لاهیجی، و بویژه و بیشتر از همه "شیرین عبادی" شاهد هستیم. شیرین عبادی عضو کانون وکلا و فعال حقوق بشر و نویسنده چندین کتاب در زمینه حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل و چندین جایزه بین المللی دیگر، چهره بسیار شناخته شدهای در جهان است . وی از جمله ایرانیانی است كه دارای اعتبار جهانی است. تلاشهای وی برای مبارزه با خشونت و دفاع از حقوق بشر برای همه آنها كه به این حقوق احترام میگذارند ستودنی است. او در پی حوادث اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری تلاشهای بسیاری نموده است در راستای نشان دادن چهره واقعی و خشن جمهوری اسلامی به جهانیان و دیدارهای متفاوتی با سران و مسئولین سازمان ملل و اتحادیه اروپا ترتیب داده است. از جمله با دبیر کل سازمان ملل، بان كی مون نیز ملاقات كرده است.
خانم عبادی اما اخیرا توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مورد تهدید جانی قرار گرفته است . ایشان اظهار داشته که تمام حسابهای بانکی و حقوق بازنشستگی خود او و همسرش در ایران ضبط و توقیف شده است و ماموران دولت جمهوری اسلامی حتی مدال نوبل، مدال لژیون دونور، انگشتر آزادی بیان و جوایز دیگر ایشان را ضبط کردهاند. اما تهدید به قتل این بانوی ایرانی دارای نتایج بسیار ملموسی است كه میتوان آنها را اینگونه بر شمرد: نخست اینكه این تهدیدها به راحتی نشان میدهد كه فعالیتهای فعالین سیاسی خارج از كشور نه تنها بی اهمیت و بی فایده نیست ، بلكه آنقدر در کانون توجه قرار گرفته كه حكومت اینگونه به آن واکنش نشان می دهد كه اگر این فعالیتها ادامه پیدا كند دست به قتل و حذف فیزیکی نیز خواهد زد. این تهدید پاسخ مستقیم به كسانی است كه گمان میكنند جمهوری اسلامی میتواند در حوزه قدرت خود هرآنچه كه بخواهد انجام دهد و برایش ذرهای هم اهمیت ندارد كه افکار عمومی دنیا در مورد او چگونه قضاوت می کنند. پر واضح است که آقایان بسیار بیشتر از آنچه ما گمان میكنیم نگران مخدوش شدن بیش از پیش چهره خود در مقابل جهانیان هستند. با این نتیجه گیری میبینیم كه تلاش مدافعین حقوق بشر و آزادیخواهان خارج از كشور تا چه حد موثر بوده و میتوانند نقش آفرین باشد. اما نكته بعدی كه از مطلب پیشین نیز میتوان آن را استنباط کرد این است كه ارگانهای انحصار طلب درون حاکمیت به قدری مستأصل و سر در گم شده كه در مواجهه با چنین مسائلی نمیتواند از خود ظرفیت نشان دهد و در كمترین زمان ممكن كنترل خویش را از دست میدهد و با این قبیل حرکات و رفتارهای شتابزده نشان می دهد که بسیار شكنندهتر از پیش می نماید. عقلای قوم ( اگر گوش شنوا موجود باشد) به خوبی میدانند كه هرگونه صدمه جانی به شخصی با این حد از وجهه در میان جهانیان تا چه میزان برای جمهوری اسلامی هزینهبر است. اما از دیگر سو نمیتوانند عصبانیت خود را پنهان سازند و به وضوح سخن از "قتل" وی میگویند. نكته بعدی این است كه سیاستگذاران انحصار طلب تا این حد از آگاهی نیز بهره مند نیستند كه بدانند تهدید كردن این افراد و صدمه زدن به آنها دقیقا در همان راستایی است كه آنان (احتمالا) از آن گریزانند یا می خواهند که باشند. آنان نمیدانند یا نمی خواهند بدانند با این تهدید و ارعاب ها همان چهرهای كه از خود در ذهن جهانیان به یادگار گذاشته اند را تاییدی چندباره میكنند. چهرهای كه شوربختانه سراسر قتل و ترور و خشونت است. نكتهای اما مهمتر از این مسئله، عادی شدن تعرض به حیطه زیستی افراد است. مدتی پیش كه به دعای كمیل خانواده زندانیان حمله و آنان را در بند کردند، در کمال حیرت دیدیم که دیگر حتی دعای كمیل را نیز تاب نمی آورند. و این عاقبت کار حکومتی است که تعرض به حریم شخصی افراد را با حمله به میمانیهای خصوصی شهروندان آغاز کرد . تفاوتی نمیكند كه تعرض به حوزه خصوصی، تعرض به مراسم دعای كمیل باشد و یا یك مهمانی شبانه یا مجلس عروسی. آنها كه در مقابل این اعمال سكوت میكردند، باید انتظار این را نیز می داشتند كه روزی دینشان نیز بر باد رود و نتوانند با خاطری آسوده حتی نماز جمعه برگزار کنند یا دعای کمیل بخوانند . جمهوری اسلامی تاب تحمل آنها كه سكوت نمیكنند را ندارد ؛ آنانی که در هر شرایطی، خواه مراسم دعا باشد خواه یك میهمانی و خواه هر اجماع و اجتماع دیگر، از حقوق انسانی انسان دفاع میكنند و در مقابل بی عدالتی معترضند . اگر روزی در خفا آنها را می ربود و سر به نیست می کرد ، امروز اما با گردنکشی آنها را تهدید به قتل می کند . و صد البته كسی که با قتل و آدمكشی از پله های قدرت بالا رود ، بر سریر قدرت هم که تكیه زند باز هم خواهد كشت و این امر برایش مسئلهای عادی و اجتناب ناپذیر خواهد شد . از اینروست که هیچگاه از دل خشونت ، آزادی بر نمیآید و هیچ گاه از درون کشتار ، صلح بیرون نمیآید. شیرین عبادی تهدید به قتل شد. اما تصور اینکه آدمکشان امنیتی بتوانند آنچه که بر سر دکتر شاهپور بختیار ، كاظم سامی ، دکتر قاسملو ، شرفکندی ، فرخزاد و بسیاری دیگر آوردند، بر سر او نیز بیاورند، تصوری محال است خاصه در شرایط سیاسی امروز دنیا ، و اینست که جمهوری اسلامی عصبانی است. او نمیتواند این حجم از ضعف و كراهت درونش را تحمل كند. و برای این عصابنیت است که واكنشهایی اینگونه سر میدهد. باز هم خون طلب میكند. خون ندا و سهراب و اشکان و کیانوش و بسیاری دیگر كه کف آسفالتهای شهر ریخته شد كافی نبود. این چنین است که جریانی انحصار جو و اقتدار طلب باز هم خون طلب میكند، آنهم از مردمی كه در طلب حقوق انسانی خود و دیگران تلاش میكنند و از مردمی که بی هیچ خشونتی در خیابانهای شهر، راه رفتند و با سکوت اعتراض کردند. و فداییان و سینه چاکان بر خونهای ریخته شده فرزندان این سرزمین نماز آدینه برپا كردند. تارا نیازی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|




