مطالعات اجتماعی ایران

مطالعات اجتماعی ایران

 

با نگاهی به تاریخ بلند ایران در می یابیم که در روزگاران کهن از امپراطوریهای محوری جهان آن روز بوده است . سه حمله تاریخی اسکندر ، اعراب و مغول تغییرات شگرفی در بافت قومی و جمعیتی ، فرهنگ و مناسبات ایران زمین پدید آورد ، اما فرهنگ ایران توانست عناصر غیر ایرانی را هر بار در خود هضم نماید و یا رنگ و لعاب ایرانی بر آن زند. در دوران اعراب و مغول بارها علم استقلال خواهی افراشته شد و حکومتهای ملوک الطوایفی شکل گرفت اما براستی شاید اولین حکومت مرکزی ایران-و نه امپراطوری- دولت صفویه باشد. صفویه پس از قرنها نام ایران را به عنوان یکی از دول مقتدر عالم باز هم وارد نقشه ها نمود. اما مصادف این ایام غرب از تاریکی قرون وسطی خود را خلاص کرده بود و سمند همت را به تاخت به سوی دروازه های پیشرفت می راند، دوران رشد و نمو تمدن غرب آغاز شده بود و سیطره خود را هر روز گسترش می داد و به مرزهای شرق وارد می شد و این خود به تزاحم سیاسی و فرهنگی می انجامید . رشد و نمو غرب نوید آغاز دوران مدرن بشر را می داد ، ارزشهای نویی مطرح شد و افقهای جدیدی گشوده گشت. برخورد و نحوه تعامل ایران با این تجربه جدید در میانه های دوران صفوی چالشهای جدیدی فرا روی ایران قرار داد. اگر در دوره صفوی این چالشها صرفا ژئوپلتیکی و تکنیکی بود ، دو قرن بعد در میانه های قاجاریه به همه عرصه ها از سیاست و قانون تا دین و معارف و از زنان و آموزش تا اقتصاد و فرهنگ کشیده شد و بر جنبه های گوناگون زندگی ایران و ایرانی اثر می گذاشت. تجربه رویارویی ایران با مدرنیته و مدرنیسم داستان دلکش و در عین حال غمباری است که از دو سده پیش تا امروز ادامه دارد . امروز که سالهاست صحبت از جهانی شدن می شود ، ایران برای استقرار در این نظام جهانی و یا هضم در آن نیاز دارد که ساز و کار مشخصی در قبال این جهان مدرن داشته باشد . متفکران ایران از یک قرن پیش به دنبال حل این تعارضات هستند و بسیاری از این معضلات تا امروز نیز ادامه دارد. در حالیکه امروز عده ای در جهان ندای پایان دوران مدرن و آغاز عصری پسا مدرن را بلند کرده اند ، ما هنوز بر سر راه دادن این مهمان خوانده و ناخوانده –مدرنیته - در منزل دچار جدل و اختلاف و تردیدیم .

 

"مطالعات اجتماعی ایران" عنوانی است که برای بررسی وجوه گوناگون حیات اجتماعی در ایران انتخاب شده است ، به واقع نوعی رویکرد جامعه شناختی به مسائل ایران است ونام جامعه شناسی ایران برازنده مجموعه تلاشهایی است که پژوهشگران این عرصه در نیم قرن گذشته انجام داده اند. با اینکه این مطالعات می تواند سراسر تاریخ ایران را مورد مداقه قرار دهد اما رویارویی ایران با غرب و چالشهای ایران با مدرنیته در کانون این مطالعات قرار گرفته است. چه که این مواجهه و رخدادهای پیامد آن آخرین حلقه از سلسله زنجیری است که به ایران امروز انجامیده است ، یعنی جامعه ایران امروز و مناسبات ایرانی امروز از خلال آن حاصل شده است.

 

صفحه "مطالعات اجتماعی ایران" بر اساس سیاستهای سایت " گفتمان ایران " بر آن است تا با ارائه مقالات در وجوه مختلف مسائل اجتماعی ایران و طرح و نقد نظریه ها و کتابها در این حوزه به تکوین نوعی "جامعه شناسی ایران " کمک نماید که امیدواریم نتایج آن به صورت رشد آگاهی و تحول در جامعه ایران ظاهر شود.

 

در این مسیر با استفاده از دیدگاه تاریخی خواهیم کوشید نگاهی جامعه شناختی داشته باشیم و بر این اساس با آزاد ساختن خود از تأثیر اوضاع و احوال محیطی و با دور ساختن اندیشه مان از جریانهای عادی زندگی روزانه برای از نو نگریستن به آنها و با استقلال در پژوهشها و تفکراتمان، حیات اجتماعی ایران را به شیوه آزاد اندیشانه مطالعه کنیم.

 

در این راه نیازمند راهنماییها ، پیشنهادها و انتقادات دوستان دانا و فهیم سایت گفتمان ایران هستیم. همچنین از همه صاحبان فکر و نظر استدعا داریم با آثار قلمی خود ما را در پیمودن این راه یاری نمایند و با اندیشه خود بر غنای مطالب صفحه "مطالعات اجتماعی ایران " بیافزایند.

 

به امید آنکه در راهی که گام برداشته ایم مقبول اهل نظر افتد و در تعالی و احیای جامعه ایران منشآ اثر گردد.

 

 

 

 



دور و تسلسل چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه, 07 اسفند 1388 15:25

دور و تسلسل

تاکنشان

زمانی در مجلّه فکاهی توفیق نوشته بود: در خیابانی که شعبهء بانکی افتتاح شود عدّه‎ای ورشکست می‎شوند؛ افراد ورشکسته فقیر شده لباس مندرس می‎پوشند؛ از لباس مندرج می‎توان کاغذ تولید کرد؛ روی کاغذ می‎توان اسکناس چاپ کرد؛ اسکناس را می‏توان در بانک گذاشت؛ بانک که افتتاح شود، چند نفر ورشکست می‎شوند... و این سیر همچنان ادامه دارد الی غیر النهایه. حکایت ما در کشور جمهوری اسلامی ایران نیز همینطور است. عدّه‎ای را می‎گیرند و به همه می‎گویند حق ندارید به کسی بگویید و اگر اعدامش هم کردیم حق ندارید تشییع جنازه و جلسهء ختم و غیره برگزار کنید؛ حال اگر برگزار کنند، می‎آیند و می‌گیرند و به زندان می‎اندازند و دوباره همین قصّه را تکرار می‎کنند، و وقتی در مجامع بین‌‎المللی بیان می‎گردد، دو عکس‎العمل دارند؛ یا از بیخ و بن منکر قضیه می‎شوند مانند موارد متعدّدی که به طور روزمرّه شاهدش هستیم؛ یا برای آن دلیل و برهان واهی می‎تراشند که مرغ پخته هم از شنیدنش قهقهه می‎زند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
خلط مبحث در نشست حقوق بشر چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Arman   
چهارشنبه, 05 اسفند 1388 11:54

خلط مبحث در نشست حقوق بشر

بهروز ثابت


در شورای حقوق سازمان ملل درژنو اقای محمد جواد لاریجانی دبیرستاد حقوق بشر ایران درپاسخ به و سوالات و اعثراضا ت نمایند گان شورا به سرکوب بهائیان در ایران گفته است که بهائیان از نظر عقیده آزادند و فقط به جهت فعالیتهای فرقه ای تحت تعقیب قانونی قرار میگیرند. البته ایشان در سخنرانی خود که به زبان انگلیسی بوده است از لغت کالت(cult) استفاده کرده اند .حال تا چه حد لغت فرقه ترجمه درستی از کالت را عرضه میکند بحثی است که احتیاج به موشکافیهای وسیعتروتخصصی دارد. اما در کل میتوان نتیجه گرفت که استفاده ایشان از لغت کالت در حقیقت ترجمان همان فرقه ضاله است که بهائی ستیزان از بدو تا سیس این دیا نت در ایران به کار برده اند تا اذهان عموم رامشوش سازند و با تکرار این اصطلاح و اتهام موهن وسخیف بر قطر تابوی فرهنگی بر علیه جامعه بهائی بیفزایند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
آسیب شناسی بحران سازی جریانهای بهائی ستیز چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
دوشنبه, 21 دی 1388 14:50

آسیب شناسی بحران سازی جریانهای بهائی ستیز

کاویان صادق زاده میلانی

در چند روز اخیر شاهد افزایش اتهام به بهائیان مبنی بر دست داشتن بهائیان در "اغتشاشات" اخیر بوده ایم.

مقالۀ علی کشتگر بررسی و تحلیل خوبی در این مورد دارد و من چیزی بر آن اضافه نمی کنم.

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/098863.php

این شفاف و آشکار است که بهائیان مطالبات ویژۀ خود را دارند و امنیت جانی و مالی، حق تحصیل، و تمامی حقوق حقۀ بشر و حقوق شهروندی مانند تمام دیگر شهروندان ایران زمین جزو مطالبات بهائیان است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
سیاست های نامرئی چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط farzaneh   
چهارشنبه, 02 دی 1388 15:29

سیاست های نامرئی

نگارش: آنتـــی وار

این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.

روز شنبه 28 آذر ماه، در پایگاه اینترنتی رادیوفردا، مطلبی چاپ شده بود، تحت عنوان «سیاست‌های دینی جمهوری اسلامی ایران»[1]. این مقاله دارای اشاراتی بسیار دقیق از چگونگی سرکوب اقلیتهای دینی و دگراندیشان مسلمان در رژیم اسلامی ایران است. این مقاله که به قلم آقـای مجید محمدی، جامعه شناس، نگاشته شده است، در نوع خود مقاله ای منحصر بفرد است. نویسنده با دقت خاصی این موضوع را به چالش می کشد که براستی بعد از سی سال حکومت دینی در ایران سیاست های دینی این رژیم، بر چه اساسی استوار است؟

«...راهی که حکومت دينی در ایران ... در پيش گرفته نمايانگر سياست‌هايی است که هيچ جا به صراحت اعلام نشده‌اند اما بيش ازسی سال است که اجرا می شوند.»[2] در اینجا قصد، تحلیل نوشتهء آقای محمدی نیست، تنها برحسب نیاز لازم است که مورادی بر آن اضافه شود تا خواننده با خواندن آن، خود بتواند سیاست های پنهان رژیم اسلامی را تشخیص دهد. سیاستهایی که هر روزه در روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، سایتهای خبری و ... انعکاس می یابند. سیاستهایی که نباید در مقابل آنان بی تفاوت باشیم. اگر چه به گفته ایشان بعد از سی سال هنوز حتی سیاستهای اقتصادی این حکومت بدرستی مشخص نیست.

ردپای همین سیاست، یا بهتر بگویم سیاست عدم شفافیت دولت، را البته نه تنها در حوزهء دین، میتوان در آلمان نازی، پیدا کرد. «...دستورها را عمداً مبهم تنظیم می کردند و چنین بنظر می رسید که انشاء کنندگان آنها فرض را بر این نهاده اند که دستور گیرنده خود به فراست در خواهد یافت که محتوای واقعی یا باطنی دستورها چیست. برگزیدگان تنها مامور اجرای "دستور"های پیشوا نبودند بلکه این بود که "اراده"ی رهبری را نیز اجرا کنند. "اراده" و "دستور" یا فرمان به هیچ روی هموراه به یک معنی نبود...»[3]

همانطور که مشاهده می شود، علیرغم اینکه دستور صریحی مبنی بر وجود سیاست های خاص دینی بطور عمومی اعلام نشده، و بر عکس مقامات جمهوری اسلامی مدعی هستند که ایران آزادترین کشور دنیاست و اقلیت های مذهبی در پناه قانون می باشند، نوع برخورد حکومت با اقلیت ها و علی الخصوص سنی ها و بهائیان، نشان دهنده سیاستی متفاوت از سخنان مقامات رسمی است. در رابطه با مسلمانان سنی، حکومت سعی دارد با برچسب وهابیت، محدودیت های فعلی را افزایش داده و به همین بهانه امامان جماعت و فعالین سنی را بازداشت کرده وتحت فشار قرار دهد. فشار بر سنیان، البته به ایدئولوژی تشکیل یک امت اسلامی که توسط حکومت دنبال می شود نیز مربوط است. در این جهان بینی، حکومت ایران، خود را پرچمدار جهان اسلام می داند وبر همین اساس، هرنوع نگاهی متفاوت با نگاه حکومت ایران به اسلام غیرقابل قبول است. این نکته در مورد دگراندیشان شیعه نیز صادق است.

در مورد بهائیان وضع از این هم بدتر است. البته قابل حدس است که حکومتی که رفتارش با مسلمانان اینچنین است با بهائیان که خود را آئینی مستقل وجدا از اسلام میدانند، رفتاری بمراتب سرسختانه تر داشته باشد. درست است که حکومت دینی امروز ایران نمی تواند رفتاری مانند شاهان قاجار با پیروان باب و بهاییان در پیش بگیرد، اما ایجاد انواع و اقسام محدودیت ها و محکومیت ها، که بیشتر آنها غیرقانونی وتنها عقیدتی هستند، بنوعی تکرار همان سیاست های خصمانه شاهان قجری است.

دولت دینی ایران، به تصریح آقای محمـدی، سیاستی چند مرحله ای رابرای از میان برداشتن آئین هائی که با اسلام حکومتی مخالف هستند در پیش گرفته است. «...که این دین و آیین اولا بروزی در فضای عمومی پیدا نکند، ثانیا هر گونه امکان تبلیغ و ترویج و انتقال آن به نسل بعد از آن گرفته شود، ثالثاافراد جرات نکنند به آن بگروند، رابعا نهادهای مربوط به آن اجازه تاسیس پیدا نکنند یا اگر وجود دارند تخریب شوند، و خامسا پیروان آن مدام مورد تعقیب قضایی و فشار واقع شوند...»[4]

در مورد قسمت اول مصداق عینی آن را میتوان از محرومیت جوانان بهائی از تحصیل و کار مشاهده کرد. درتازه ترین مورد از نقض حقوق شهروندی بهائیان ایران، آقای سمیع آشنایی دانشجوی ترم 3 جامعه  شناسی دانشگاه پیام نور فیروز آباد  به علت اعتقاد به دیانت بهایی  از دانشگاه اخراج شد.[5] نکته جالب دراین اخراج، اظهارات مسئول حراست می باشد که نشان دهندهء همان "اراده"ای است که پیشتر ذکر شد. «...ما نمی گذاریم شما که دشمن ما هستید در دانشگاههای ما به مدارج عالیه برسید...»[6]

پرواضح است که مسئول مربوطه ودیگر مسئولان در توهم توطئه غرق شده اند و نشانه آن کاربرد مکرر ضمیر "مـا" برای تقسیم بندی خودی و غیرخودی در مکالمات و صحبتهای آنان می باشد. البته داستان ممنوعیت از تحصیل بهائیان داستان یک سال و دو سال نیست، بلکه داستانی سی ساله دارد که گفتن ونوشتن از آن مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. حدیث "پاکسازی" ادارات و دانشگاهها واخراج صدها نفر از بهائیان شاغل نیز به همین ترتیب است. درواقع حکومت میخواهد از این طریق جوانان بهائی را مخصوصا از محیط دانشگاه که فضای خرد محور است دور نگاه دارد تا به این وسیله جدای از هدف اول خود به هدف دوم که جلوگیری از تبلیغ آئین است نیز دست پیدا کند.

حکومت با بازداشت نزدیکان اشخاص بهائی که بعضا میتوانند بهائی هم نباشند قصد دارد تا با ایجاد ترس و وحشت مانع بوجود آمدن رابطه بین جامعه بهائی و جامعه غیر بهائی شود. نمونه آن در بازداشت پسر مسلمان برای اعمال فشار بر پدر بهایی که همین اواخر در مشهد اتفاق افتاد قابل مشاهده است. قابل توجه است که چرا فرزند مسلمان آقای قنواتی، که از شهروندان بهایی ساکن شهر مشهد می باشد، توسط ماموران امنیتی دستگیر و به نقطعه نامعلومی منتقل گردیده است.

در مورد تخریب نهادهای یک آئین، در رابطه با بهائیان از مهمترین موارد میتوان به تخریب حظیره القدس بهائیان در طهران و همچنین تخریب منزل سید علی محمد باب، پیامبر بابیان، اشاره کرد که در هر دو دولت شاهنشاهی و اسلامی در دستور کار قرار داشت. با این تفاوت که در دوران قبل از انقلاب این اعمال به تحریک برخی علمای شیعه انجام می گرفت و در حکومت اسلامی زیر نظر عده ای از علما پیگیری می شود. در این سی ساله اگرچه بهائیان ایران مانند دیگر بهائیان عالم اجازه تاسیس مکانی خاص برای عبادت نداشتند، اما بازداشت و اعدام اعضای محفل ملی ایران در اوایل انقلاب اسلامی و همچنین بازداشت هفت مدیر سابق جامعه بهائی ایران در حدود دو سال پیش که البته تا کنون نیز بدون هیچ دادگاهی در زندان بسر می برند، مصداق عینی تخریب نهادها و تحت تعقیب قرار دادن پیروان یک آئین است.

در آخر باید اضافه کنم که اگرچه، در ظاهر، سیاست خاصی از سوی حکومت در رابطه با دیگر ادیان و اقلیت ها ارائه نمی شود، که البته این هم جزئی از سیاست رژیم اسلامی است، تا به این وسیله بتواند از زیر بار پاسخگوئی به جامعه جهانی فرار کند؛ وبا تقسیم وظایف در مورد نحوهء سرکوب اقلیت ها، هیچ کس بدرستی متوجه نشود که در این میان کدام سازمان قویتر و اصلی تر است، اما باز هم با دقت در نوع رفتار حکومت وتاسیس دفاتری به این منظور در وزارت اطلاعات، وهمچنین ایجاد پایگاهای اینترنتی تحت عنوان ادیان و فرق و یا چاپ انواع و اقسام ویژه نامه ها و فصلنامه های مختلف، میتوان ردپای این سیاست خاموش را به وضوح مشاهده کرد. سیاستی که در آن سرکوب حرف اول و آخر را میزند و بی پروا هم اجرا می گردد.



http://www.radiofarda.com/content/f35_IRI_Religious_Policies/1881211.html- [1]

- همان[2]

- توتالیتاریسم-پژوهشگاه علوم انسانی-پائیز1358-طهران[3]

http://www.radiofarda.com/content/f35_IRI_Religious_Policies/1881211.html- [4]

http://news4bahai.blogspot.com/2009/12/blog-post_3150.html- [5]

- همان[6]

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
نظم چیست و چرا ما نظم نداریم؟ چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Arman   
چهارشنبه, 18 آذر 1388 21:35

نظم چیست و چرا ما نظم نداریم؟

کیان بهنود

برای سالهاست که بحث از ساختار پیچیده روابط فردی در ایران میان بخشی از روشنفکران مطرح شده است و مطالبی نیز در این باب نوشته شده است. اینکه روابط ما دارای پیچ و خم‌های بسیاری است که حرکت در میان آنها برای انسان دشوار است. از سوی دیگر و در مقیاسی بزرگتر، هر فردی که از ایران برای چند روزی راهی اروپای غربی، برای مثال آلمان، و یا آمریکا شود چیزی توجه او را به خود جلب می‌کند. و ان اینکه تا چه میزان آنها با نظم و با برنامه زندگی می‌کنند. چقدر روابطشان ساده و به دور از آشفتگی است و تا چه میزان کار خود را جدی می‌گیرند. چقدر وقتشان برایشان مهم است و برای همه کارهای خود برنامه دارند. به دیگر سخن برای انسان ایرانی عجیب و شاید غیر قابل تحمل است که فردی بتواند با این حجم از دقت و برنامه زندگی کند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 38

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.