آشنایی با شاعری جوان چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط dabeer   
چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1387 09:48

                                آشنایی با شاعری جوان

3/2/1387

چند سال پیش در مراسمی شركت داشتم كه طی آن گروه كر موسیقی اداره ارشاد یكی از شهرستانهای ایران برنامه ای اجرا می كردند قسمتی از این برنامه اجرای شعری تحت عنوان" عشق جاویدان " بود كه اعلام شد سراینده آن جوانی به نام " بهمن یزدانی " می باشد بعدها دفتر شعری از این شخص خواندم كه مرا بسیار مجذوب حس لطیف شاعرانه همراه با اندیشه نهفته در آن اشعار كرد . چندی قبل فرصتی پیش آمد تا با وی مصاحبه ای كوتاه و دوستانه انجام دهم گفته هایش مملو از صداقت و فروتنی بود این گفتگو را در پایین می آورم تا شما را نیز با خود و او همراه كنم :

پ : مختصری خودت را برایمان معرفی كن ؟

ب. ی : بهمن یزدانی هستم. آمده در بهمن ماه1353. متولد و ساكن مشهد. از برداشتن اولین قدم هایم در مسیر شعر، حدود هفده سال می گذرد.

پ : از آثارت بگو و كارهای پیش رویت ؟

ب . ی : در سال 1385 دو كتاب شعر از من چاپ شد. یكی به نام " مترسك " و دیگری به نام " نوا ". "مترسك" حاوی سی و دو شعر می باشد كه غربال شده شعرهای یك دوره ده ساله است : آغاز سال 73 تا آغاز 83 . ولی " نوا" یك داستان نیمه بلند منظوم است كه به زبان محاوره سروده شده . " نوا " متولد سال 1384 است . مجموعه دیگری كه قراربود به همراه مترسك ونوا چاپ شود ولی به دلایلی كه ناشر محترم بهتر از من می داند ، هنوز چاپ نشده " پگاه " است كه به سبك و سیاق " نوا " سروده شده . البته بهتر آن است كه بگویم " نوا " به سبك " پگاه " است در واقع پگاه و نوا خواهران تنی یكدیگرند با اختلاف سنی ده سال. " پگاه " در سال 1374- دوران سربازی من – به دنیا آمد . ككتاب دیگری نیز در دست دارم كه امیدوارم بتوانم مقدمات چاپش را در سال جاری فراهم كنم این مجموعه شعرهای سال 83 تا 86 را در بردارد كه نام آن را به احتمال بسیار  "جورابهای كثیف " خواهم گذاشت .

پ : در دگرگونیت كدام شعرا مؤثر بوده اند ؟

ب . ی : من شعرنو را با سهراب سپهری شناختم آن سالها كه اولین ردپاهای شعر را در درونم پیدا می كردم و به شدت وسوسه می شدم كه آنها را دنبال كنم تا به خود شعر برسم ،" هشت كتاب " از دستم نمی افتاد .( دوست نازنینی هم داشتم كه در درك اشعار سهراب ، همراه كم نظیری برای من بود ) فروغ فرخزاد و سپس مهدی اخوان ثالث حقایق بیشتری را در ادامه راه به من از شعرآموختند هر كدام به سبك خودشان و از زاویه نگاه منحصر به فردشان . مصاحبه هایی كه با فروغ در ارتباط با شعر شده بود برای من خیلی روشنگر بود. چون در خلال جوابهایی كه این شاعر بزرگ به سوالهای مختلف داده بود ، اهمیت شعر امروز را بیش از پیش درمیافتم و آن را بعنوان یك ضرورت می پذیرفتم. از فروغ ، استقلال اندیشه ،عواطف و برداشتهای شخصی از زندگی و شعر را آموختم و فهمیدم كه باید شجاعانه خود خودم باشم . 

اما، احمد شاملو درست مثل یك تخته سنگ بزرگ ، آنچنان بركه وجود مرا به تلاطم و هیجان آورد كه ناگهان متوجه شدم از گوشه ای راه باز كرده ام و به جریان افتاده ام . این تحول با ملاقاتی كه با شاملو ( بسیار غیر منتظره و ناباورانه ) در منزل خودش داشتم به اوج و عمق خود رسید . پنجشنبه 18/3/1374 حقیقتا" نقطه عطف بزرگ و مهمی در زندگی من است . با شاملو ، ماهیت حقیقی شعر را درك و لمس كردم . منطق شاعرانه را فهمیدم . یاد گرفتم كه شعر ، چه منظوم باشد چه منثور، شعر است و غیرشعر نیز، چه منظوم باشد چه منثور، غیر شعر. من باید ابزار و مهارت تشخیص آن را كسب كنم.

در تقلا هستم كه در وسط این كویر، چاههای پرآب دیگری نیز پیدا كنم. چاههایی كه شاید به اندازه بزرگوارانی كه نامشان رفت ، شناخته شده نباشند ولی  شاید به همان اندازه زلال و پر آب باشند . اما حقیقت بزرگ آن است كه هیچ چیز به اندازه خود زندگی ( با همه ابعادش) نمی تواند بر روی شعر یك شاعر تاثیر بگذارد و خوب ، منهم از این قاعده مستثنی نبوده ام.

پ: آیا فكر می كنی هنرهای دیگر نیز در هنر شعر تاثیرگذارند؟

ب.ی: به شدت! همه چیز می تواند بر ذهن و قلب یك شاعر تاثیر بگذارد. مهم اینست كه شاعر باید بسیار هوشیارانه زندگی كند . هر اتفاق ، هر علم ، هر هنر ، هر مساله ای فی نفسه حامل پیامی برای یك شاعر است و می تواند به درك و دریافت شاعرانه او از زندگی كمك كند و او را به كشف های بیشترو عمیقتری برساند . این یك حقیقت زیباست كه سر منشاء همه هنرها یكی است مانند اشعه هایی كه از یك خورشید ساطع شده اند پس هر كدام گویای ویژگیهای آن دیگری هستند.

پ : به نظر تو چرا خواندن شعرنو بین ایرانیان اینقدر بی رونق است و كتابهای شعرنو نسبت به كتابهای دیگر كم فروش هستند ؟

ب.ی : پاسخ به این سؤال مهم ، پیش زمینه های زیادی می خواهد كه من خیلی از آنها را ندارم. اما یك واقعیت مهم وجود دارد كه فكر می كنم همه ما به آن معتقد باشیم: وقتی نیاز به پدیده ای احساس شود ،آن پدیده قطعا" در متن زندگی – نه در حاشیه آن – قرار خواهد گرفت. باید علت عدم احساس نیاز به هنر را در بین ایرانیان جستجو كرد چون نه تنها شعرنو كه اصلا" خود شعر، كه خود هنر در زندگی ما بی رونق شده است .اگر این بینش در ما درونی هنر ، نه تنها یك عنصر مفید ، كه یك عنصر حیاتی برای رشد روحی و روحانی ماست هرگز از آن غافل نمی شدیم حالا اینكه چرا این بینش لا اقل برای گروه كثیری از مردم كمرنگ یا بی رنگ شده نیاز به كنكاشی همه جانبه دارد . به نظر من مسائل ومشكلات اقتصادی یكی از اصلی ترین دلائل است. عدم ارائه ومعرفی هنر والا و ارزشمند به توده مردم و عدم یك آموزش همگانی برای ارتقاء دانش و بینش هنری نیز می تواند دلیل دیگرش باشد . البته در مورد شعرنو، مشكل دیگری كه به نظر می رسد باشد ، تنزل سطح كیفی نوشته هایی است كه به نام شعرنو چاپ شود البته قطعا" منظور من همه اشعار و همه افراد نیست ولی خیلی وقت ها یاد بیان شاملو می افتم كه می گفت :" ما نگفتیم وزن ظاهری را از شعر حذف كنید تا همه بتوانند هذیان بگویند " متاسفانه اعتماد خیلی از مردم نسبت به شعرنو تقریبا" از بین رفته و من خیلی به آنها حق می دهم ودركشان می كنم چرا كه در بسیاری از این به اصطلاح اشعارنو! از منطق شاعرانه هیچ اثری نیست  یعنی همان منطقی كه باید سه عنصر اصلی شعر یعنی اندیشه ، عاطفه و تخیل را به كمال در خود داشته باشد . در دوران دبیرستان دوستی داشتم كه بشدت مخالف شعرنو بود و مثالی می زد كه به روشنی در ذهنم مانده است . می گفت یك بریده روزنامه بردار، با لاك غلط گیر چندین كلمه و عبارت را از لابلای جملاتش حذف كن ، آنچه باقی می ماند ، می شود شعرنو! در حالیكه حقیقت ، دیگرگونه است .

پ : پیشنهادی برای رفع مشكل فوق داری ؟

ب.ی : یك راه حل كه به نظرم می رسد اینست كه باید كارگاه نمایش تشكیل شود . برای آن طرح درسی تنظیم كرد كه بر اساس آن ، در درجه اول اهمیت شعر و نقش آن در زندگی تفهیم و بعد به معرفی دقیق و عمیق عناصر سازنده یك شعر خوب پرداخته شود . ابزار لازم برای تشخیص و درك شعر والا و تكامل یافته در اختیار افراد قرار گیرد و این شوق را در آنها به وجود آورد كه خودشان با تربیت ذوق ، درك وبینش انسانی شان به دنبال شعر خوب بروند . آن را بیابند ، بفهمند و ازاین طریق به طور مستمر رشد كنند و باعث رشد دیگران نیز بشوند. مهم نیست كه ما حتما" خالق یك اثر هنری باشیم مهم اینستكه از آثار هنری استفاده خلاقانه بكنیم . به نظرم شرط اصلی برای موفق بودن این طرح – كارگاه شعر- ساده و عمیق بودن آن است تا بتواند مخاطب عام داشته باشد. هنر برای همه مردم است و ما باید بتوانیم این عطش را در آنان به وجود بیاوریم مطمئنا" خودشان به دنبال آب خواهند رفت و آن را خواهند یافت.

پ : به نظرت جوانانی كه در خود استعداد شاعری می بینند چه راهی را باید بپیمایند ؟

ب. ی : از همه عزیزانی كه در زمینه شعر ، استعدادی در خود كشف كرده اند تقاضا می كنم تمنا می كنم برای چاپ اشعاراولیه شان اصلا" و ابدا" شتاب نكنند به خود فرصت زندگی كردن بدهند از همه كائنات بخصوص عناصر طبیعت الهام بگیرند و بین آنچه در طبیعت جاری است و زندگی انسان ، نكات مشترك كشف كنند . آن را در ذهن و قلب شاعرانه شان مثل مروارید در صدف حفظ و تقویت كنند . لحظه موعود ، خود فرامی رسد و شعر، خودش نوشته می شود. تخیل خودشان را روز به روز قوی تر كنند و هرگز تخیل را با خیالبافی اشتباه نگیرند . منطق شاعرانه قوی ترین و مؤثرترین منطق هاست آن رادر اشعار دیگران و نگاه دیگر شاعران بجویند ولی در نگاه و بینش شاعرانه خاص خودشان بیابند از هركس و هر چیز بیاموزند ولی در هیچكس و هیچ چیز متوقف نشوند . فراموش نكنند كار یك شاعر ، تعمیق احساسات و عواطف انسان است و نه تحریك آنها . از عاطفه محض به سمت عاطفه اندیشمند پیش روند و آن عاطفه اندیشمند را به شاعرانگی هر چه تمام بیان كنند . هیچكس به اندازه خود شاعر نمی تواند برای پیشرفت در شعر به شاعر كمك كند. با آغوش باز به استقبال زندگی بروید ، بزرگترین و سخت گیرترین آموزگار، خود زندگی است.

پ : برای پایان صحبت می توانی ما را با یكی از اشعارت مهمان كنی ؟

ب . ی : چشم . با كمال میل . تقدیم به همه عزیزانی كه این مصاحبه را می خوانند و خود شما كه امكان این گفتگو را برای من فراهم كردید. صمیمانه متشكرم :

نه هر ماندن سكون است ،

نه هر رفتنی پویش .

كه موج می رود

 به آوارگی !

بذر می ماند .

به تقلای رویش .

...........

نه هر فریاد روشنایی است

نه هر سكوتی ، ظلمت .

كه رعد و برق ، دمی نمی پاید .

ستاره تا سحر اما،

 راه می پیماید.

      پرسشگر: كیان ثابتی

                             انتهی

                                                                             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
بهمن يزداني 2008-04-24 07:13:45

فكر كنم اشتباه چاپي شده بجاي كارگاه نمايش
بايد نوشته مي شد كارگاه شعر ( با تشكر از همه
خوانندگان )
نگار 2008-04-25 20:28:25

بسيار لذت برديم .مرحبا.
حجت 2008-04-27 06:24:31

واقعا زیبا بود.بهمن جان من کتابهای شعرت را
کاملا خوندم خیلی پر احساس است با نوا خیلی
حال کردم.همیشه موفق باشی
شعر نو
شهروز 2008-04-28 06:36:10

بهمن جان از اين مصاحبه خيلي لذت بردم. من هر
دو كتاب شعرتو خوندم. از كتاب نوا بينهايت
خوشم اومد.اميدوارم موفق باشي
تنها يك نظر
آفرين 2008-04-29 07:45:34

بهمن عزيزم
خيلي از خوندن مصاحبت لذت بردم و
مثل هميشه از اينكه تورو دارم افتخار كردم .
(ولي خودمونيم ها-كيان،تو و من) خوب نون به قرض
هم مي‌ديم)نه؟ :grin
afarin
faran 9 2008-05-04 06:08:22

بهمن عزيز
خيلي قشنگ و زيبا بود


آفرين :p
فاران 2008-05-04 06:14:47

بهمن عزيز
خيلي زيبا و جالب بود

دمت
گرم :p
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.