معمای وصیت نامهء نیما یوشیج چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط kavian   
سه شنبه, 02 اسفند 1384 19:30

معمای وصیت نامهء پدر شعر نو فارسی نیما یوشیج از جمله معضلات تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران است. شما را به مطالعهء آن دعوت می کنیم و امیدواریم در چند هفتهء آینده به بررسی آن بپردازیم. خواهشمندیم نقدها و نظریه های خود را دربارهء این معما برای ما بفرستید.

 متن وصیت نامهء نیما به قرار زیر می باشد:

وصیت نامهء نیما یوشیج 

<<امشب فکر می کردم با این گذران کثیف که من داشته ام—بزرگی که فقیر و ذلیل می شود، حقیقتا جای تحسر است.

 فکر می کردم، برای دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که وصیت نامه ی من باشد. باین نحو که بعد از من هیچکس حق دست زدن به آثار مرا ندارد بجز دکتر محمد معین اگرچه او مخالف ذوق من باشد. 

دکتر محمد معین حق دارد در آثار من کنجکاوی کند—ضمنا دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی و آل احمد با او باشند. بشرطی که هر دو با هم باشند—ولی هیچیک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده اند در کار نباشند. دکتر محمد معین که نسل صحیح علم و دانش است کاغذ پاره های مرا بازدید می کند. دکتر محمد معین که هنوز او را ندیده ام مثل کسی است که او را دیده ام. 

اگر شرعا می توانم قیّم برای ولد خود داشته باشم دکتر محمد معین قیّم است. ولو اینکه او شعر مرا دوست نداشته باشد—اما ما در زمانی هستیم که ممکن است همه ی این اشخاص نامبرده از هم بدشان بیاید. چقدر بیچاره است انسان.>>

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
جستجو
يعني چه؟
شهامت (24.250.118.xxx) 2006-02-28 19:05:05

من كه چيزي ازش سر در نياوردم.
مهدی
میهمان (24.250.118.xxx) 2006-03-06 07:25:57

رنگ صفحه را تغیر دهیدم
میهمان (66.160.106.xxx) 2006-03-16 10:55:21

بد
چند توضیح
میهمان (66.160.106.xxx) 2006-03-17 13:15:08

خواندن نوشته ی جلال آل احمد ("پیرمرد چشم ما
بود" برای آشنا شدن با این روحیه ی پارانوید
سودمند خواهد بود. در سالهای آخر عمر، نیما
نگران بود که شاگردانش (مشخصا شاملو) ممکن است
اشعارش را بدزدند و به نام خود چاپ کنند.
احتمالا این نگرانی را هم داشته است که اگر
آنها مسئول چاپ آثارش شوند، برخی اصلاحات به
سلیقه ی خود در شعرها بکنند و چیزهائی را
تغییر دهند. این کار را قبلا آل احمد و توده ای
ها در نشریات حزب توده کرده بودند و نیما را به
خشم آورده بودند. بنابراین نیما به خیال خود
دارد ترکیبی از افراد را در کنار هم می گذارد
که هر...
چند توضیح
میهمان (66.160.106.xxx) 2006-03-17 17:27:36

خواندن نوشته ی جلال آل احمد ("پیرمرد چشم ما
بود" برای آشنا شدن با این روحیه ی پارانوید
سودمند خواهد بود. در سالهای آخر عمر، نیما
نگران بود که شاگردانش (مشخصا شاملو) ممکن است
اشعارش را بدزدند و به نام خود چاپ کنند.
احتمالا این نگرانی را هم داشته است که اگر
آنها مسئول چاپ آثارش شوند، برخی اصلاحات به
سلیقه ی خود در شعرها بکنند و چیزهائی را
تغییر دهند. این کار را قبلا آل احمد و توده ای
ها در نشریات حزب توده کرده بودند و نیما را به
خشم آورده بودند. بنابراین نیما به خیال خود
دارد ترکیبی از افراد را در کنار هم می گذارد
که هر...
شعر
میهمان (24.250.118.xxx) 2006-03-26 07:08:45

اشعار نیما جالب است
:علی:
میهمان (24.250.118.xxx) 2006-06-18 06:21:51

عالی است مشروط به اینکه برا عضویت ادرس ایمیل
نخواهید
حجا ب چهره جان می شود غ
میهمان (66.160.106.xxx) 2006-07-07 10:47:50

آنچه من از این وصیت نامه مرد بزرگ نیما یوشج
بهره برده ام اینست که این راد مرد انسانیت
مولانا و حافظ را در کمالش درین عصر درک کرده
بود و عاشقانه به آن مهر می ورزید و از نبودش
همچو بزرگان مان در رنج بود .
تابش فروغ
دانشجو ی افغانستانی
میهمان (24.250.118.xxx) 2006-07-25 14:58:00

be nazare man nima kasani ra dar an zaman midide ke hanooz vojoode khareji
nadashte and va nima mitavaneste ayndeh ra pish bini konad va az ayande niz
begooyad vain esm ha ee ke nam borde hanooz dar kamare pedaraneshan boodand
نیما یوشیج
نجمه درخشانفر (212.6.32.xxx) 2006-11-12 02:08:47

سلام متن کامل وصیت نیما یوشیج را برایم ایمیل
کنید.خیلی دنبتلشم.متشکرم.
نمیدونم
مریم ستوده (217.219.15.xxx) 2007-12-04 10:00:46

من خیلی خوشحالم که این متن را خواندم ****
متشکرم
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.