| ادبیات وانتی 1 |
|
|
| سه شنبه, 04 بهمن 1384 02:35 | ||||||||||||||
|
ادبیات وانتی 1 و.مستقیم "ادبیات وانتی" عنوانی است که برای یک سلسله مجموعههای جمعآوری شدۀ هوشنواز و گوشنواز از جملات کوتاه، مصرعها و یا ابیاتی انتخاب کردهایم که بر روی وسائل نقلیه خصوصا کامیونها، وانتها، اتوبوسها و مینیبوسها به چشم میخورد.
در این راستا و برای شروع از مقالات درج شده در فصلنامۀ رهاورد که به این موضوع پرداختهاند بهره میبریم و امید داریم که شما نیز اگر از این شبستیز خاک ره خوردگان و آهوان تیزپیمای بیابان هجران چشمه ای دیده اید ما را از آن سیراب کنید! بزن بریم! · آنقدر آهسته روم تا ندانی که منم · جیگر شیر نداری سفر عشق مرو · هفت شهر عشق را عطار گشت، عاقبت از راه چالوس رفت رشت · در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای، سر پیچ سبقت مگیر جانم مگر دیوانهای · یک شب به خانه و صد شب به غربتم، ای بنز بیپدر به کجا میبری مرا؟ · تندتر از باد صبا میروی، پشت ژیانی به کجا میروی؟ · من به قربان میروم شاگرد و هم راننده را، ای به قربان جمالت چاق کم کن دنده را · اگر دیدی جوانی سرخمیده، بدان عاشق شده نیسان خریده · دختری از امت عیسی گرفتارش شدم، یا محمد همتی کن تا مسلمانش کنم · غم زمانه خورم یا فراق یار کشم، به طاقتی که ندارم کدام بار کشم · دیدی که فراق شد فراغم، سیلی خور باد شد چراغم · این همسفران پشت به مقصود روانند، شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم این قافله ادامه دارد "که دراز است ره مقصد و من نوسفرم."
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|


