یک نام جعلی برای یک مظهر هویت ملی چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Hossein   
پنجشنبه, 14 شهریور 1387 08:58
یک نام جعلی برای یک مظهر هویت ملی

گفتار اول از سلسله مطالب آشنایی با اماکن تاریخی هخامنشیان

 

 

شهریار سیروس

 

 

مهم ترین بتای تاریخی ایران زمین و به تعبیر جنسن در کتاب تاریخ هنر باشکوه ترین عمارت جهان باستان نام درست و حسابی و آبرومندی ندارد . برای ما که عادت و علاقه داریم خودمان را برترین حساب کنیم و هنر را نزد خودمان بدانیم و بس ( این بس اش من را کشته ) چنین گذاره هایی دلخراش می نماید اما حقیقت دارد .


ما اصلا نمی توانیم به یقین نام حقیقی آن چه را امروز "تخت جمشید" می نامیم تعیین و بیان کنیم . در کتاب های مورخان یونان باستان ( دار و دسته هرودوت ) این مکان پرسه پولیس ذکر شده . می دانیم یونانیان به شهر می گویند پولیس ( مثل آکروپولیس )اما یونانیان تا حمله اسکندر هیچ تصویر روشنی از این مکان نداشته اند . البته  می دانسته اند که چنین مکانی وجود دارد و لی بیشتر آن را بعنوان یک شهر و کمتر یک قصر می شناخته اند . مسلما در دامنه غربی کوه رحمت و صفه تخت جمشید شهری وجود داشته اما آیا نام شهر و نام ارگ مشرف بر آن یکی بوده ؟

در کتیبه های دوران هخامنشی نامی از تخت جمشید ( ارگ و مجموعه کاخ ها ) هنوز دیده نشده . البته بار ها نام شهر ذکر شده و می دانیم که "پارسه" بوده . پارسه به معنای شهر پارسیان می تواند تعبیر شود . اما این اطمینان که نام شهر پارسه بوده اصلا دلیلی کافی نیست که نام مجموعه کاخ های سلطنتی هم پارسه باشد .بلکه برعکس این دوگانکی منطقی بنظر می رسد و بسیار بعید است که هخامنشیان برای مهم ترین دستاورد فرهنگیشان نام معقول و مستقلی نداشته باشند .

بعد از تخریب و ویرانی تخت جمشید شهر پارسه بطور کلی متروک می شود ودر زمانی کم تر از 50 سال سر و شکلش با امروز تفاوت زیادی نداشته . اعراب وقتی به تخت جمشید می رسند گمان می کنند با بتکده ای متروک مواجه شده اند لذا اقدام به تکمیل محبت های اسکندر می کنند . اما بالاخره آدم جایی را که خراب می کند باید نامی داشته باشد وگرنه بعدا به چی افتخار کند ؟ از آن جا که اعراب اسم خودشان را هم درست نمی دانستند و به نام پدرشان معروف می شدند و نامی هم برای این مکان مهم باید زود انتخاب می کردند  حوصله و سواد تاریخ خواندن هم نداشتند - اگر هم می داشتند وقت نداشتند چون جاهای زیادی مانده بود که باید خراب می کردند - بنا بر این سردستی ترین نام ممکن یعنی صد ستون را انتخاب کردند .

این ماجرا با یک مهم دیگر تکمیل می شود و آن هم از دست رفتن تاریخ مکتوب و فراموش شدن تاریخ شفاهی ایران بود . توسط اقوام متعدد مهاجم این تلاش به نهایت درجه انجام شد و در بسیاری موارد به نتیجه رسید و نه تنها تاریخ مکتوب از بین رفت بلکه تلاش زیادی هم صورت گرفت تا اصلا زبان فارسی نابود شود . خدا رحمت کند ابوالقاسم خان طوسی (ملقب به فردوسی) را که ضمن این که زبان فارسی را به قول خودش زنده کرد تاریخ ایران باستان را هم در قالب شعر و به صورت داستان هایی اساطیری در آورد .

نتیجه این شد که حد آگاهی مردم ایران از اصل و نسب و پیشینه شان شد "شاهنامه"و طبعا آن چه از اثار باستانی یافت می شدند به معقول ترین مشابه اساطیری اش منسوب می شد . البته بعد از اسلام و تعلق خاطر مردم ایران به قران این کتاب آسمانی نیز مرجعی مشابه جهت نامگذاری شد . نام هایی مثل مقبره سلیمان ( پاسارگاد یا مقبره کورش) نقش رستم . نقش رجب . مقبره مادرسلیمان . تخت سلیمان و همین تخت جمشید خودمان .

همه این نامگذاری ها اساظیری است و ریشه علمی و تاریخی ندارد . مثلا در شاهنامه می خوانیم که جمشید پادشاهی گرانقدر بود که دیو ها را به زنجیر کشید و کاخی عظیم را بنا نهاد . و هنگامی هم که کار ساخت و سازش تمام شد ( آن موقع هنوز ساخت و ساز به ساخت و بنداز بدل نشده بود ) همان دیو ها را مجبور می کند که تخت سلطنت او را بر دوش گیرند و عجب این که نقش چنین مراسمی هم در همین مکان دیده می شود پس این نام گذاری دور از ذهن نیست . حتی این که هنوز هم که هنوز است لغت "تخت" صرفا برای محل نشستن و خوابیدن بکار نمی رود و مقر حکمرانی هم تخت گفته می شود.(پایتخت هم از همین فک و فامیل است ).

پس منسوب کردن این مکان به جمشید اشتباهی تاریخی – اساطیری است که اجتناب ناپذیر می نماید . اولا به این دلیل که نام اصلی اش در دست نیست و ثانیا سایر نام های موجود از این هم بدتر است ( همین مانده که تخت جمشید را هم مثل نگارگری ایرانی که از سر بی غیرتی با نام لاتینی "مینیاتور" می خوانیمش پرسپولیس نام بگذاریم یا صد ستون). باز حد اقل جمشید برای ما یاد آور دورانی است و هویتی و افتخاری. پس می توان این سهو را پذیرفت .

جالب تر از همه این که امروز دیگر یقین داریم که یکی از مهم ترین کار کرد های تاریخی تخت جمشید برای هخامنشیان برگذاری مراسم نوروز در این محل بوده و مطمئنا تخت جمشید مقر حکمرانی یا به تعبیر امروزی پایتخت نبوده .و عجیب آن که جمشید هم در روز نوروز بود که بر تخت نشست و تاج بر سر گذاشت و ایران را بنیان نهاد.

 

  

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.